نویسنده : علی اکبر
عنوان : ۳ راز مهم آدمهای شاد

همه دانشمندان معتقدند که آدمهای مثبت معمولا” خوشحالترند .
همه ما آدمهایی را می شناسیم که همیشه خوشحال هستند و از زندگی خود لذت می برنداما چه چیز باعث می شود که آنها اینقدر شاد باشند ؟در واقع این قبیل افراد تاثیرات مخرب استرس را به حداقل می رسانند. مسلما” این آدمهای مثبت و شاد هم گاهی دچار استرس و نگرانی می شوند اما خیلی زودتر از بقیه خودشان را از استرس خلاص می کنند و به وضعیت روحی و جسمی مثبت خود باز می گردند . در اینجا چهار عادت مهم و خوب این نوع افراد را ذکر می کنیم.
در هنگام بروز مشکلات از تلفن هایشان استفاده می کنند
افرادی که حداقل یکبار در هفته با دوستانشان معاشرت می کنند طول عمر بیشتری دارند زیرا این روابط اجتماعی باعث می شود مغز آنها هوشیارتر شود و آنها خیلی کمتر از سایرین دچار حمله قلبی شوند . تلفن کردن به دوستان و صحبت کردن با آنها درباره مشکلات به سرعت باعث کاهش فشار خون وسطح کورتیزول می شود. داشتن روابط دوستانه خوب و طولانی مدت می تواند به اندازه ترک سیگار برای ما مفید باشد.
آنها همیشه شکرگزار هستند
افرادی که برای همه چیز خدا را شکر می کنند معمولا” آدمهای خوش بینی هستند و در کل بیشتر از بقیه از زندگیشان راضی هستند. این قبیل افراد از لحاظ فیزیکی هم قدرتمندترند. وقتی یک نفر قدردان و سپاسگزار نعمتهای خدا باشد به سختی می تواند تلخ و دیوانه باشد.
آنها مهربان هستند
آیا هر روز حداقل ۵ عمل محبت آمیز انجام می دهید؟
اگر در طول روز به دیگران محبت کنید و اعمال خیر زیادی انجام بدهید در پایان روز شاد و تندرست خواهید بود. حتما” لازم نیست کارهای خیلی بزرگی انجام بدهید و برای انجام کارهای خیر از قبل برنامه ریزی کنید حتی اگر اتوبوس جای خودتان را به یک نفر دیگر بدهید و یا همکارتان را به یک نوشیدنی دعوت کنید هم کافی است و در پایان روز احساس رضایت و شادی خواهید کرد.
این علامت انگشت نشانه چیه?
اعتراض مدنی
داستان کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی علیه پیامبر اسلام را که فراموش نکرده اید.
همه معترضان می شکستند، می سوزاندند، پاره می کردند، فحش می دادند، تحریم می کردند،
فریاد می زدند و بر سر و سینه می کوبیدند.
اما یک جانباز در تهران کاری کرد که بایدتمام قد ایستاد
در مقابل این همه شعور و شرف و انسانیت ...

در آن رونق بازار" زدن و شکستن و خرد کردن و تحریم کردن " ،
یک جانباز در تهران رفت روبروی سفارت دانمارک یک سکو گذاشت.
بعد رفت بالای آن در حالیکه هنر نقاشی و رنگ و بومش را هم با خودش برده
بود.
او می توانست پرچم آتش گرفته دانمارک را نقاشی کند یا هر نقاشی لبریز
از خشم و نفرت را.
اما او همه هنرش را ریخت روی بوم و زیباترین تصویر را از حضرت مریم
ترسیم کرد.
او با مهربانی تمام، ظرفیت یک مسلمان را به رخ همه کشید.
او ثابت کرد اعتراض فقط در شکستن و آتش زدن نیست ...
" زیبایی" می تواند نماد یک "اعتراض" باشد
کاش از آفتاب یاد میگرفتیم
که بی دریغ باشیم در غم ها و شادیهایمان
حتی در نان خشکمان
و کاردهایمان را جز برای قسمت کردن بیرون نکشیم . . .
کُشنده با عشق

بعد از شایعههای ایمیلی در مورد سمی بودن
شیشههای عطر لاولی
وزارت بهداشت هم رسما اعلام خطر کرد؛
دنبال این خبر را در بازار گرفتیم
اول هشدارها خیلی جدی نبود و به ایمیلها و شبکههای اجتماعی محدود میشد،هشدارهایی درباره یک عطر عجیبوغریب که میگفتند کشنده است و میتواند با یک بویِ خوشایند راهی آن دنیایتان کند. شاید خیلیها هم تا چند روز قبل موضوع را جدی نگرفته بودند و فکر میکردند یکی از صدها خبر بیمنبع یا یک جورهایی غیرموثق اینترنتی است که درست و غلطش معلوم نمیشود اما اطلاعیه وزارت بهداشت درباره این عطر به موضوع رسمیت داد و همه ناگهان نگران عطرهایی شدند که در این چند روز بو کردهاند! میگویند لاولی خیلی آرام و «دوست داشتنی» عمل میکند و بعد از اینکه آن را بو کردید،۵،۴ روز فرصت دارید تا کارهایتان را بکنید و برای مردن آماده شوید. بازار شایعات هم که طبق معمول داغ است و هرکسی راجع به این عطر،منبع ورودش به کشور و اینکه کار چه کسی است، اظهار نظر میکند. سرنخهای اولیه به اطلاعیه سازمان حج به تاریخ ۲۴ تیرماه امسال برای هشدار به زائران عتبات عالیات بر میگردد که هشدار داده بود القاعده در استان المثنی عراق این شیشههای کشنده را در بازار پخش کرده. اطلاعیهای که البته فقط یک عکس از آن روی اینترنت پیدا میشود. همین هم هست که کامنتهای پای خبر هشدار وزارت بهداشت را که بخوانید، یک عده خودشان شروع به گمانه زنی راجع به منشاء این عطر کردهاند اما دریغ از توضیح بیشتر یک منبع رسمی که فعلا به هشدار اکتفا کردهاند و توضیح بیشتری ندادهاند. این شد که تصمیم گرفتیم خودمان دست به کار شویم و ببینیم میتوانیم در بازار لاولی گیر بیاوریم یا نه. یا لااقل از اهالی این صنف سراغ شایعهاش را بگیریم.
یکی از پاساژهای معروف شهرک غرب،اولین جایی است که به آن سر میزنیم.ویترین مغازههای شیک و پیک عطرفروشی را که رصد میکنیم،خبری از شیشه صورتی رنگ لاولی نیست.فروشنده هم که پسر جوان ۲۶ سالهای است، نه اسم لاولی را شنیده و نه خبرهای مربوط به آن را.
اما با سوالهای ما کنجکاو میشود و وقتی موضوع را میفهمد،اصرار دارد که ادکلن با این مشخصات حتما قاچاقی وارد میشود و پس با این اوصاف در همچین مغازهای آن هم در یک پاساژ اسم و رسم دار نمیشود سراغش را گرفت.
بعد هم تلاش میکند حرف را از راز کُشندگی لاولی بکشد به عطرهای مغازهشان که همگی اصل فرانسه هستند! با وجود حرفهای ناامیدکننده فروشنده درباره پیدا کردن ادکلن، باز هم به جستجوی خودمان ادامه میدهیم و با دیدن هر شیشه صورتی رنگی فکر میکنیم به لاولی مشهور رسیدهایم.اما اسم هیچ کدام از شیشههای صورتی با آن شکلها و طرحهای جذاب،لاولی نیست!
خوشبو، مثل مرگ
خوشبختانه همه فروشندههای عطر فروشی بهاندازه فروشنده اول از ماجرا بیاطلاع نیستند و چیزهایی درباره موضوع شنیدهاند. رحیمی صاحب یکی از مغازههای همان اطراف میگوید در این ۱۰ سال که در کار عطر و ادکلن است، درباره عطرهای مشکوک و قاچاق چیزهایی شنیده.« تا جایی که برای من تعریف کردهاند، این عطر در عراق توزیع میشود و شاید از طرف زائرهای ایرانی هم خریده شده و وارد ایران بشود.من که خودم هنوز عطر را ندیدم اما میگویند بوی شیرینِ خوبی دارد و برای همین مشتری پسند است.» یکی از همکارهای آقای رحیمی هم از یکی از آشنایانشان تعریف میکند که تازگیها از کربلا آمده و این عطر را دیده، اما چون اصلا اهل عطر و ادکلن نیست،نخریده.« بعدا که شنیدیم میگویند این عطر آدم را میکُشد،بنده خدا کلی خوشحال شد که هیچ وقت توی عمرش سمت این فانتزی بازیها نرفته!» با این حرفها وقتی به جمعیت زیاد زائران ایرانی در عراق و عادت ما ایرانیها برای خرید سوغات فکر کنیم،موضوع ترسناکتر میشود. گرچه بعضی از عطر فروشان ماجرا را خیلی جدی نمیدانند و معتقدند هیچ عطر فروشی همچین عطر مشکوکی را آن هم از عراق وارد نمیکند، باز هم شاید خیلی از دستفروشهای قاچاق بدون اطلاع از کشنده بودن عطر را به ایران آورده باشند یا مسافرها سوغاتی آورده باشند.
کار، کار صهیونیستهاست
وقتی در پاساژ و عطرفروشیهای با کلاس،چیزی دستمان را نمیگیرد، راه میافتیم سمت مترو و فروشندههای دستفروش کنار خیابانی.ایستگاه متروی هفت تیر یکی از آن ایستگاههایی است که فروشگاه زیاد دارد و برای پرس و جو مناسب به نظر میرسد.فروشنده عطرفروشی یک خانم میانسال است با یک آقای جوان و هردوشان راجع به لاولی شنیدهاند.«ما خبر را از همکارهایمان شنیدیم.چیز خاصی هم بیشتر از بقیه نمیدانیم، فقط در همین حد که لاولی یک عطر کشنده است.ما اینجا خیلی عطرهای گران قیمت و خاص نداریم، عطرفروشیهای مترو بیشتر عطرهای معروف و عامه پسند را میآورند.برای همین نگران نیستیم، واردکنندهها باید بترسند و بیشتر احتیاط کنند.» مرد جوان فروشنده میگوید شنیده این عطر را صهیونیستها تولید کردهاند و خودشان هم در عراق پخش کردهاند.به هر حال هر کس یک بار هم که عطر را بو کند،برای مردنش کافی است،حالا فکر کنید یک شیشه عطر چقدر میتواند آدم بکشد.انگار سلاحهای کشتار جمعی جدید سر و شکل جذابی پیدا کردهاند!
سفارش بدید،میاریم!
در حالی که هنوز چشممان به جمال لاولی روشن نشده، به امید پیدا کردن عطر توی بساط فروشندههای دوره گرد، میرویم سراغ دستفروشها. ۱۲،۱۰ تا شیشه عطر بیشتر همراهشان نیست و همه را گذاشتهاند در یک ساک کوچک.اول هم اسم عطری که میخواهی را میپرسند و بعد اگر جنس مورد نظر را داشتند،تازه رونمایی میکنند. بعضیهایشان هم آرام حرف میزنند و آدم متوهم میشود که در حال خرید شیشه و این جور چیزها است. یکی،دوتایی اسم لاولی را که میشنوند،میگویند نداریم و تمام.بیشتر هم حرف نمیزنند، چون چیزی دربارهاش نشنیدهاند.یکی هم میگوید،ما فقط عطرهای بفروش را داریم، عطرهای خاص را باید از مغازه بخرید! البته در خاص بودن لاولی شکی نیست، هر عطری که نمیتواند آدم بکشد! اما آخرین فروشنده دورهگرد برخورد منحصر به فردی دارد.تا میگوییم لاولی،سرش را تکان میدهد که یعنی میدانم چه میگویی.هیجان ما را که میبیند، میگوید اسمش را شنیده و میداند خوشبو است،اما الان توی بساطش نیست.باید صبر کنیم برود مرز و برایمان بیاورد.بیشتر که صحبت میکنیم،اما معلوم میشود اصلا از ماجرا خبر ندارد و فقط خواسته برای خودش مشتری بسازد!
باید دنبال شبنم بگردیم
یکی،دو سالی میشود که بحث درباره برچسب شبنم بالا گرفته. شبنم اسم طرحی است که بر اساس آن تمام کالاهای وارداتی باید یک شناسنامه یا در واقع بارکد داشته باشند تا معلوم شود از کجا وارد شدهاند و به دست چه کسی میرسند.البته این طرح قرار است اول برای لوازم خانگی، لوازم رایانه ای،گوشی تلفن همراه، تجهیزات پزشکی، لوازم بهداشتی، مصالح ساختمانی و اسباب بازیها اجرا شود و در مرحله بعد برای تمام کالاهای وارداتی.با این طرح کالاها به راحتی قابل پیگیری هستند و جلوی قاچاق کالا گرفته میشود. شاید هر کسی فورا به این فکر کند که خیلی زود برچسب جعلی شبنم هم به بازار میآید و این طرح نمیتواند جلوی قاچاق کالا را بگیرد اما مسئولان میگویند این برچسب یک هولوگرام امنیتی خاص دارد و جعل آن راحت نیست.از تیر ماه امسال هم هر کالای وارداتی بدون برچسب، قاچاق محسوب میشود. اینها را که بگذاریم کنار هم، از نگرانی درباره «لاولی»های بعدی کم میشود اما باز هم باید مراقب بود.اما تا قبل از اجرای کامل طرح،اگر احیانا لاولی یا هر عطر مشکوک دیگری به دستتان رسید، در شیشه را هم باز نکنید چون لازم نیست حتما از عطر استفاده کنید تا مواد سمی آن در هوا پخش شود و حتی باز کردن در هم ممکن است خطرناک باشد.
شهرت ظرفیت میخواهد

یکى از بهترین دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تیم ملى اسپانیا
که در رئال مادرید صاحب رکوردهاى عجیب و غریبى شده،
هفته قبل کارى کرد که قلب همه انسان هاى عاطفى را لرزاند.
ظاهراً «ایکر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به یک رستوران رفته بود
که در آنجا
با یک نوجوان ۱۳ ساله که دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود،
پسرک بیمار به محض دیدن دروازه بان افسانه اى اسپانیا به سراغ او مى
رود و مى گوید:
«آقاى کاسیاس ... در روز بازى با پرتغال، تو به این خاطر موفق شدى
پنالتى ها را دریافت کنى
که من و بقیه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنایى، برایت دعا کردیم!»
ایکر کاسیاس که به سختى جلوى اشکش را مى گیرد از پسرک تشکر مى کند
و نام و آدرس مدرسه را از او مى گیرد و ... فردا ظهر حوالى ظهر،
ناگهان «کاسیاس بزرگ» وارد مدرسه مذکور مى شود و در میان بهت وحیرت
مسئولان مدرسه
- و شادى زاید الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گوید:
« من آمدم اینجا تا براى دعاهایى که در حقم کردین که پنالتى را بگیرم،
شخصاً از شما تشکر کنم!»
بچه هاى مدرسه که از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ایکر» حلقه
مى زنند
و با او عکس مى اندازند و امضا مى گیرند و ... که ناگهان یکى از بچه ها
به او مى گوید:
« آقاى کاسیاس تومیتونى پنالتى مرا هم بگیرى؟»
ایکر نیز بلافاصله از داخل ماشینش لباس هاى تمرین را درآورده و برتن مى
کند
و همراه بچه ها به زمین چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه
به بچه ها این
فرصت را مى دهد که هرکدام به او یک پنالتى بزنند و ...
ایکر کاسیاس ۲ ساعت و نیم در آن مدرسه مى ماند تا تک تک بچه هاى بیمار
آن مدرسه به او پنالتى بزنند.

بازی پرندگان خشمگین امروزه به یکی از پرطرفدارترین بازیها در سراسر جهان تبدیل شده است؛ به طوری عنوان پرطرفدارترین اپلیکیشن سال ۲۰۱۱ به آن تعلق گرفت نسخههای جدیدی از این بازی هم به بازار عرضه خواهد شد.
اما انواع مختلفی از لباس، کلاه و کفش برای طرفداران این اپلیکیشن طراحی و تولید شده است که در این مطلب نمونههای برگزیدهای از آنها را با هم میبینیم.












برای دیدن مدلهای کلاه و کفش پرندگان خشمگین به ادامه مطلب بروید.