درآمد زایی 100% تضمینی


تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : شنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 7:57 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : داستانک
عنوان : خروپف های زن‎ پیر

خروپف های زن‎ پیر




زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد وی برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.


پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!


از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود. قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید





زمان ثبت : پنجشنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 3:45 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : تبلیغات خلاق
عنوان : آگهی های تبلیغاتی جالب
آگهی های تبلیغاتی جالب

هدف از طراحی آگهی های تبلیغاتی جلب توجه بیننده است. در بعضی از آگهی ها از طنز و شوخی برای جلب توجه بیننده استفاده می شود، اما نوع دیگری از آگهی ها وجود دارد که با افراط به ارائه چیزی می پردازند. امروز قصد داریم چند نمونه زیبا و جذاب از آگهی های تبلیغاتی را به شما نشان دهیم که از طنز و شوخی برای ارسال پام اصلی آگهی استفاده شده است. مطمئنا با دیدن آنها ماهیچه های شما منقبض خواهد شد و ذهنتان درگیر محتوا و سبک طراحی آنها خواهد شد. این مجموعه با ایده های خلاقانه ذهن شما را به سوی ساخت یک تبلیغ بکر و منحصر به فرد باز خواهد کرد. امیدوارم از دیدن این مجموعه لذت ببرید.









منبع : persiangfx

ادامه مطلب ...


زمان ثبت : دوشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 4:39 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : داغ در هفته
عنوان :   نرگس برای عکاس نمی‌خندد

نرگس برای عکاس نمی‌خندد


در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص داد.

آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که به خاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این چهره افتاده‌اند ....
 
آیا ما کم حافظه شده‌ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟

و بسیار پرسش های بی پاسخ دیگر ...




مدرسه ای که در آتش سوخت

و 6 دختر و دو پسر نزدیک به 50 درصد سوختگی

رو روی بدنشون تا اخر عمر یدک خواهند کشید .




این اتفاق در 14 آذر 85 اتفاق افتاد .










نرگس برای عکاس نمی‌خندد


برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چو بی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند. دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند..
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت
 
 به شهردار امیدی نیست، با امید  اینکه این تصاویر در آینده  فیلتر نشوند، این ایمیل را برای دوستان و آشنایانتان  بفرستید  شاید به دست  پزشکی میهن ‌پرست  و انساندوست برسد و درد این کودکانِ سرزمین خشکیده‌مان را مرهمی بخشد



زمان ثبت : یکشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1391 در ساعت 10:44 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : کسب درآمد از اینترنت
عنوان : درآمدی راحت و مادامالعمر


کسب درآمد از سایت ایرانی ای باکس به راحتی درآمدی بالا داشته باشید



ای باکس یکی از قدرتمندترین سایت های کلیکی ایرانیست که نزدیک به 1 ساله شروع به کار کرده.سیستم کار باهاش به اینگونه هست که در ازای دیدن تبلیغات به شما مبلغی رو میده.کاملا قانونی و در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد کشور ثبت شده.خیلی ها ثبت نام کردن و چون کار با این سیستم رو بلد نبودن دیگه کار نکردن.برای همین میخوام مختصر در موردش توضیح بدم.





بعد از عضویت و ورودتون در سایت.بالای صفحه سمت چپ نوشته مشاهده آگهی ها.شما از اونجا چند آگهی رو میبینید.یه بار کلیک کنید روش بعد یه تیک میاد رو تیک کلیک کنید بعد یه صفحه باز میشه که یه مستطیل سبز شروع به لود شدن میشه کامل که شد مینویسه یه مقداری به حساب شما اضافه شد.و همینجور یکی یکی تبلیغات رو نگاه کنید هر روز و بعد از اینکه حسابتون به حد نصاب رسید میتونید پولتونو برداشت کنید

خصوصیات این سایت

قانونی و ثبت شده در ستاد ساماندهی

مکانی امن برای کسب درامد شما

پرداخت به تمام بانکهای عضو شتاب

پیش از 20000 کاربر

بیش از 66 میلیون تومان پرداخت

دارای 4عضویت استاندارد،برنزی،نقره ای،طلایی

مهم تر از همه این سایت کاملا ایرانی.کاربران ایرانی.و مدیریتی قوی دارد.



 



زمان ثبت : پنجشنبه 31 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 8:20 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : برگ آزاد
عنوان : کاربردهای مختلف صرف فعل " مردن " در فرهنگ ما !!
کاربردهای مختلف صرف فعل " مردن " در فرهنگ ما !!


  1. برو بمیر : برو گمشو !
  2. بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
  3. می میرم برایت : عاشقتم !
  4. می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
  5. مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
  6. نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
  7. مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
  8. مرده : بی حال !
  9. مردنی : نحیف و لاغر !
  10. مردم : خسته شدم!
  11. من بمیرم ؟ : راست می گویی




زمان ثبت : چهارشنبه 30 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 1:02 PM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : عمومی
عنوان : در مورد ژاپنی ها


در مورد ژاپنی ها  


 وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

 چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.

 چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر ۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲ اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند!


محاسبه کنید حداکثر را. چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.


 حالا هم که این خبر پایین در آمده که بزرگواری میفرمایید و میخوانید: بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی: به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند. همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است. سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است. زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم ۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت. اونوقت فکرشو بکنید خدا ما رو ببره بهشت، اینا رو ببره جهنم نکته جالب اینجاست که بدونید در فرهنگ ژاپنی مفهومی بنام "گناه" وجود نداره... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارن... تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، "شرمندگی" است. واسه همینه که کسی که درست کارش و انجام نمیده و پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو میبینه، ولی "گناه" بین شخص و خدایی هست که هیچ وقت بشر اون رو ندیده و نخواهد دید.... و نتیجه این 2 باور رو ببینید!





زمان ثبت : دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1391 در ساعت 10:31 AM
نویسنده : علی اکبر     موضوع : عمومی
عنوان : مجبورم ...


اگر میخندم از اجبار عکاس است!!





   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>