یه روز یه ترکه،
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد!
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ،
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.. .
یه روز یه رشتی یه - اتفاقاً آخوند هم بود.. ! -
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد ...
یه روز یه لره بود، به اسم شاپور بختیار؛
جونش رو برای عقایدش از دست داد،
با او نا مهربانی کردیم، تا اینکه در مأمن و آسایشگاه دور از وطن، سرش رو بریدند ...
یه روز ما همه با هم بودیم.. ،
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،
و اینجوری شادیم .. ؛
خیلی خوش می گذره .. !


شوخی خرکی ...

یک افسر در صحن حیات کرملین با استالین مواجه شد. احترام گذاشت و منتظر ماند. استالین جواب احترام نظامی را با سردی داد و گفت:
ـ عجب! سرهنگ شما هنوز تیرباران نشدهاید؟!
سرهنگ
بیچاره از ترس بر جا خشک شد. بعد از رفتن استالین، با وضعیت روحی بسیار
بدی به خانه برگشت و چند روز بیمار بود. پس از بهبودی فوراً به جبههها
رفت تا در معرض دید استالین نباشد، چون میدانست که در فهرست اعدامیهاست.
چند
ماهی گذشت تا بر حسب اتفاق بار دیگر با استالین در محلی روبهرو شد. با
ترس احترام گذاشت. استالین مثل دفعة قبل جواب داد و باز گفت:
ـ عجب! سرهنگ شما هنوز تیرباران نشدهاید؟!
سرهنگ بیچاره با ترس و لرز جواب داد: هنوز خیر قربان!
گرچه
از آن پس خیلی تلاش کرد که با استالین مواجه نشود اما در بازگشت از جبهه
نبرد با آلمانیها هر بار که به مسکو میآمد برحسب اتفاق استالین را میدید
و همین سؤال را از او میکرد.
بالاخره جنگ جهانی تمام شد و سرهنگ زنده
ماند. به مناسبت پایان جنگ مجلس جشنی در کرملین بر پا بود و از این سرهنگ
هم دعوت شد. در این مجلس طبق معمول استالین سخنرانی کرد. او ضمن برشمردن
مشکلات و سختیهای جنگ گفت: «با تمام این مشکلات ما روحیه خود را حفظ کرده
بودیم و حتی گاهی با رفقا شوخی هم میکردیم...»
بعد رو کرد به سرهنگ فوقالذکر و در حالی که لبخند میزد پرسید:
«درسته سرهنگ؟...»


یک روز دیدند که مجنون نشسته هی با دستش مینویسه لیلی
هی گریه میکنه اشکش میاد. اسم لیلی پاک میشه
خاک ها تبدیل به گل میشه
گفتن چه کار میکنی؟ مگه دیوونه شدی؟ گفت
امروز میخوام چندتا سایت جالب رو بهتون معرفی کنم که امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره :



هفتادمین سالگرد تولد استاد محمدرضا شجریان


سایت های خارجی پولی رو که به ازای فعالبت شما به شما می دن به حساب های اینترنتی شما واریز می کنن اما ما ایرانی ها به علت تحریم بیشتر این بانک ها در این زمینه کلی مشکل داریم اما بانک هایی هم هستن که با ایران مشکلی ندارن و کلی هم معتبرن. خلاصه بعد از واریز پول به اون حساب ها برای تبدیل پول به ریال باید از ایکسچنجر هایی که فت و فراون در ایران وجود داره استفاده کرد و به این ترتیب ما به یک درآمد واقعی از اینترنت دست پیدا می کنیم.
هر کلیک 1 سنت حداقل مقدار قابل برداشت 2 دلار
محل انتقال پول ها PAYPAL ALERTPAY
هر کلیک 0.8 سنت حداقل مقدار قابل برداشت 2 دلار
محل انتقال PAYPAL ALERTPAY
توضیحات بیشتر رو در این وبلاگ بخونید : www.ptc1.blogsky.com
چه بکش بکشی بود ما خبر نداشتیم ... و هنوز هم میکشند .. به هر بهانه ای .. حتی آزادی

در زمان سلطان محمود میکشتند که شیعه است،
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضا خان میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
زمان پسرش میکشتند که خرابکار است،
.
.
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود:
تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،
حالا تو اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است،
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است،
صهیونیستها میکشند که فاشیست است،
فاشیستها میکشند که کمونیست است،
کمونیستها میکشند که آنارشیست است،
روس ها میکشند که پدر سوخته از چین حمایت میکند،
چینیها میکشند که حرامزاده سنگ روسیه را به سینه میزند،
و میکشند و میکشند و میکشند...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت.
یک چشم من از فراق , جانانه گریست چشم دیگرم حسود بود نگریست
چون روز وصال شد من ان را بستم گفتم نگریستی نباید نگریست

![]()
در جزیره ای زیبا تمام حواس آدمیان، زندگی می کردند: ثروت، شادی، غم، غرور، عشق و ... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود. وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت: "آیا می توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت: "نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود، کمک خواست.
غرور گفت: "نه، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد."
غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت: "اجازه بده تا من با تو بیایم."
غم با صدای حزن آلود گفت: " آه، عشق، من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم."
عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.
آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت: "بیا عشق، من تو را خواهم برد."
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد "علم" که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود، رفت و از او پرسید: "آن پیرمرد که بود؟"
علم پاسخ داد: "زمان"
عشق با تعجب گفت: "زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟"
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت: "زیرا تنها زمان است که قادر به درک عظمت عشق است."
گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آنها که می هراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق می ورزند، زمان را هیچگاه آغاز و پایانی نیست چرا که تنها زمان است که می تواند معنای واقعی عشق را متجلی سازد.
آخرین بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه دادید تا بیرون آید و کمی بازیگوشی کند کی بود؟
آخرین باری که از بازی با بچه هایتان به همان اندازه ی آنها لذت بردید ، کی بود؟
آخرین باری که از زنده بودن خود به هیجان آمدید کی بود؟
نگران نباشید دیگران درباره شما چه فکر می کنند. به این فکر نکنید که آن چه را دوست دارید انجام بدهید چقدر عملی ، مفید ، یا موثر است. مضحک باشید ، عاشق باشید ، با شور و حال زندگی کنید . خودتان باشید .
باربارا دی آنجلیس




با وجود اینکه دانشمندان موفق به کسب افتخاراتی از جمله شکافتن اتم، فرستادن انسان به کره ماه و کشف DNA بدن ما شده اند، ولی هنوز بسیاری از رفتارها و حالتهای عجیب انسان وجود دارد که از توضیح علت آن ها عاجزند.
انسانی که دارای خصوصیاتی همچون هنر، رویا و بشر دوستی است، دارای خصوصیاتی از جمله موهای زائد، خجالت کشیدن وانگشت تو دماغ کردن نیز می باشد! در اینجا به ۱۰ مورد از آن موارد عجیب و بی پاسخ اشاره شده است.
داروین که یکی از معروفترین دانشمندان جهان است، تلاش بسیاری کرد تا از طریق سیر تکاملی توضیح دهد به چه علت در هنگام دروغ گفتن یا خجالت کشیدن قرمز می شویم و دیگران را از شرمندگی خود آگاه می سازیم. با این حال بعضی از مردم معتقدند که این حالت نشانه ضعف شخص و روبرو شدن با چنین مشکلی است.

اندورفین که موجب بهبود حالت درونی ما می شود، در اثر خنده ایجاد شده و دلیل کاملا موجهی دارد، ولی تحقیقات ۱۰ ساله ی دانشمندان، این دلیل موجه را نقش بر آب کرد و متوجه شدند که لطیفه ها و جک های پیش پا افتاده باعث ایجاد خنده بیشتری می شوند.
%20(1).jpg)
در تعاریف علمی بوسیدن، ذکر شده که این عمل ممکن است ژنتیکی و وراثتی نباشد زیرا بسیاری از انسان ها از انجام آن امتناع می ورزند. اما بسیاری از نظریه ها، بوسیدن را با خاطرات تغذیه ای دوران نوزادی مرتبط دانسته و حاکی از اینست که انسان های اولیه فرزندانشان را از شیر می گرفتند و تنها از طریق دهانشان به آنها غذا می دانند که همین عمل موجب انتقال بزاق دهان و لذت بردن می شود.
.jpg)
براساس نظریات برخی از دانشمندان، رویا و خواب دیدن، بیان آرزوهای ضمیر نیمه هشیار ماست. اما این نظریات رد شده اند زیرا هنوز دلیل اینکه چرا چنین خیالات و تصورات عجیبی را می بینیم ، به طور دقیق کشف نشده است.
عادت های غیرعادی ولی اطمینان بخش که از گذشته تا اکنون وجود داشته اند. برای مثال انسان های باستان از ناله شیر در چمن ها به عنوان حرکت باد سود می جسته اند. به نظر می آید که در بعضی جوامع، مذهب انگیزه خوبی برای خرافات بوده است.
عادت زشت و ناپسند که بسیار رایج شده است و با اینکه بیرون راندن آن موشها (!) از بینی منفعت خاصی برای بدن ندارد، پس چرا بسیاری از مردم این کار را بطور میانگین چهار بار در روز انجام می دهند؟ البته برخی گمان می کنند که این عمل باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

در بین مخلوقات، به جز انسان، هیچ نوع حیوانی سالهای سخت و غیرقابل پیش بینی نوجوانی و بلوغ را تجربه نمی کند. برخی افراد معتقدند این دوران کمک می کند تا قبل از بالغ شدن، مغز انسان دوباره سازماندهی شود و شخص برای سالهای بعدی، مسئولیت پذیر شود.
کمک کردن به همنوع بدون هیچ چشم داشت و توقعی، از رفتارهای عجیب در سیر تکامل انسان است؛ که گاه به صورت گروهی انجام می شود و گاه فقط به خاطر لذت شخصی.

نقاشی، رقص، مجسمه سازی و موسیقی همگی از خصوصیات زیبای بشریت هستند که نشان دهنده والا بودن بعد انسان اند و می توان از آنها به عنوان ابزاری برای انتقال دانش یا تجربه استفاده کرد.
موهای نرم و نازک روی بدن و موهای ضخیم اندام های تناسلی بدن انسان ها، کاملا برعکس پستانداران است و دانشمندان بر این باورند که موهای زائد باعث ملایمت، ایجاد رایحه ای مطبوع و حفاظت در برابر خراشیدگی می شود
چهل عادت انسان های بسیار موفق

1- فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.
2- از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.
3- روی راه حل ها تمرکز می کنند.
4- هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.
5- مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6- سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.
7-
به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی
دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی
بافی و بی ثمر بودن است.
8- سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.
9-
وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را
برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع
دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.
10-
همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت
هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام
می دهند استرس کمتری داشته باشند.
11- خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.
12-
بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می
کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک
وار سپری شود.
13- به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی
می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم
و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.
14- بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.
15- در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.
16-
آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار
می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن،
پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.
17- همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
18- دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.
19- ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.
20-
با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار رو به رو
می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها
روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.
بزرگ ترین استخر جهان در سن آلفونسو دل مارس ساخته شد . این استخر در مساحتی بیست هکتاری احداث و دارای طول حدودا ۱۰۰۰ متر می باشد . این استخر که به یکی از جاذبه های توریستی شیلی تبدیل شده با هزینه ای بالغ بر ۲ میلیارد دلار ساخته شده و هزینه نگهداری سالیانه آن ۴ میلیون دلار می باشد. این استخر که دارای طراحی زیبا و منحصربفردی می باشد عمقی حدود ۳۵ متر و گنجایش ۶۶ میلیون بشکه آب دارد که قایق رانی و کشتی های کوچک را در آن میسر کرده است . در زیر تصاویری از این استخر زیبا که به تازگی بعنوان بزرگترین استخر جهان در کتاب رکوردهای گنیس ثبت شده است مشاهده نمایید.
