تا به حال چند بار شده موقع تماشای فیلمی، انقدر از دیدن یکی از شخصیتهایش کیف کنید که ناخودآگاه دلتان بخواهد مثل مرد رز ارغوانی قاهره وودی آلن از تصویر بیاید بیرون و بشود یکی از حقیقیهای زندگی شما و کسی که دوست دارید با او معاشرت کنید؟ این لیست، شامل ده نفر از همانهایی است که دیدنشان در سینمای ایران ما را حسرتی کرده و صدای آخمان را در آورده است.
1 :
نوکرتم ابی جون. از همون اول که پیچیدی تو قاب و قامتت کنار آق حسینی
قرار گرفت، خاطرخواهت شدم لوطی. تازه از زندان دراومده بودی و جایی برای
موندن نداشتی. یه شماره دستت بود که هر چی زنگ زدی، هیچ لاکرداری پیدا نشد
از اون ور خط جوابت رو بده. پس مثل همیشهت چرخیدی و خیابانها رو گز کردی
تا بلکه بفهمی چه خبره تو این شهر و کی به کیه؟ نفهمیدی مشتی. مال این شهر
نبودی که بخوای سر از قاذوراتش در بیاری. پس سر بساط ترنابازی و بعد از کلی
بالا پایین که با خودت داشتی تصمیم گرفتی بشی مطیع اوامر آق حسینی. حکمش رو اجابت کردی و تو خیالت بود که این یه بار میتونه تنت جون بگیره و از خجالت خودت دربیای. کلافه شده بودی بس که تا دم خان هفتم رفتی و تو نرفته، برگشتی. میخواستی کاری کنی که برسی به فینال ابی جون. جایی که مست و پاتیل و صورت زخمی نشستی رو کاپوت تاکسی و تعریف کردی برامون: اینجا
آخریه. همه اینجان؛ بستنی فروشه، بچههای کوچه سرخپوستا، شیش سر نون خور
این بینون... اینجا فیناله. همیشه تا در خان هفتم رفتم ولی تو نرفتم...
اگه دوست دارین این ادامه این مطلب جالب رو بخونین حتما یه سری به سایت 7 فاز بزنین ...
شیر هم که باشی وقتی با بچت بازی میکنی باید موش بشی
آری! "اینچنین" بود و شد برادر...
و اکنون برادر، من در جامعه ای هستم که در برابر من دشمن در یک نظام نیرومند در بیش از نیمی از جهان و به عبارتی بر "همه جهان" حکومت می کند و نسل مرا، -برای بردگی تازه- از "درون" می سازد...!
رنگ زرد، رنگی گرم و شاد است و جذابیت آن بیشتر به خاطر قدرت آن در روشن نشان دادن فضاهای تاریک است. رنگهای خانواده زرد هر چه روشنتر باشند، انرژی ملایمتری به ما میدهند. این رنگ تمرکزآفرین است و فضاهایی که با تنالیتههای زرد رنگآمیزی شده باشند، انرژی بخش هستند و موجب رفع خستگی در بیننده میشوند. اما باید توجه داشت که زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند و اگر به صورت خالص و به مقدار زیاد در محیط به کار گرفته شود، میتواند در بیننده خستگی عصبی ایجاد کند.
استفاده زیاد از رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم به وجود آورد. با وجودی که زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما اتاقهای زرد رنگ باعث کاهش هیجان و به وجودآمدن
احساس ناراحتی در افراد میشود. رنگ زرد زودتر از بقیه رنگها دیده میشود به همین دلیل برای جلب توجه یا اعلام خطر مورد استفاده قرار میگیرد.
دانشمندان معتقدند، این رنگ برای درمان ناراحتیهای روده مفید است و باعث افزایش سوخت و ساز بدن میشود. رنگ زرد بر ذهن انسان تاثیر زیادی دارد و تمام فعالیتهای ذهنی فرد بهوسیله نیروی رنگ زرد به حرکت در میآید، از طرفی برای از بین بردن ناملایمات روحی و یاس و نا امیدی رنگ زرد مفید است، چون نیروی رنگ زرد به فرد امید به زندگی میدهد. رنگ زرد خوشبینی و اعتماد به نفس را در افراد افزایش میدهد. سیستم عصبی، معده، رودهها، دستگاه هاضمه و کلیهها تحت تاثیر این رنگ قرار دارند و اگر مشکلی در آنها پیش آید، به وسیله رنگ زرد میتوان مشکل را برطرف کرد.
زرد لیمویی در افزایش قدرت فعالیتهای مغزی بسیار مفید است و باعث میشود فرد بتواند آنچه را فراگرفته به سرعت تجزیه و تحلیل کند. این رنگ که مقدار اندکی از طیف نوری سبز را نیز همراه خود دارد باعث میشود که بدن از بعضی میکروبها پاک شده و سلامت خود را باز یابد. انرژی موجود در رنگ زرد لیمویی باعث تقویت استخوان و بافتهای بدن میشود.
رنگ زرد بیانگر شادمانی است و انرژی مثبت را به اطراف خود پخش میکند، اما باید توجه داشت اگر همه لباسهای خود را به رنگ زرد درخشان انتخاب کنید، موجب خستگی چشم میشود و استفاده بیش از اندازه از لباسهای زرد نتیجه معکوس خواهد داشت.
جشن «پوریم» یکی از سنتهای قدیمی قوم یهود است که در دهههای اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است.
این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار میشود،
در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون دهها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را میطلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز میزند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط میکند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف میکردند و این استنکاف موجب شده بود که «هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتابهای خود میگویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمیشود، او و اتباعش مورد غضبهامان قرار گرفته و تهدید به مرگ میشوند.
یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره میاندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی میکنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.
استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد
فاحشهگری حلال در یهودیت
شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را میبیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران میشود و با نقشههای «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار میکند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم میکند.
ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه
در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد
نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)
یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی میشوند و البته آنان در برخی کتب خود آوردهاند که هامان در نزد مردخای توبه کرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را میدهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77 هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقلها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.
از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.
![]() |
عید پوریم 2012
تل آویو - بیت المقدس
اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.
واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان
![]() | |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
شب هنگام محمد باقر – طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دخترکه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشهای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد
و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه
بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی!
محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد…
شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر ۱۰ انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و …
علت را پرسید. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه
می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان
شمع میگذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین
وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست
منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به
عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم
دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از
مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.
* سین هفتم *، سوگِ توست...
هفت سینِ ملتم از تو خجالت میکشد ...
به فرزند یک ماهه اش
به مادرِ چشم انتظاراش
بگوئید جمشید دیگر نخواهد آمد
جمشید دانایی فر، پر کشید.
اشک با زبان ناله سخن می گوید
سفرت سلامت مرد شجاع مرزها
سفرت سلامت
فرزندت را به مادرش بسپار
مادرش را به خدا...
درد را اما
هیچ تسکینی نیست
درد پدر، مادر، همسر...
درد خواهند کشید سرباز
صدقه ی سر ژنرال ها و ستاره به دوش ها
تو برو
سفرت سلامت
مادر، درد را ضجه زند
پدر، زجر را قورت دهد با بغضش
همسر، فرزند ده روزه در آغوش
رنج را سیل وار بیرون بریزد از چشم ها
صدقه ی سر ژنرال ها و ستاره به دوش ها
صدقه ی سر بی غیرت ژنرال ها و ستاره به دوش ها...
عظیم ترین آتش سوزی جهان می تواند
به وسیله یک فنجان آب خاموش شودالبته اگر به موقع ریخته شود.
دلایل افت دوباره شاخص بورس از نظر یک کارشناس
بزرگ ترین افت زمستانه بورس
دلایل افت بورس در دو هفته گذشته