
شهرزاد
شهرزاد بعد ۲۸ هفته تمام شد. همهی آنهایی که از روز اول پخش شهرزاد، دوشنبهها برایشان اهمیت ویژهای پیدا کرد، در مجموع ۱۱۲هزار تومان بابت آن هزینه کردند و خودشان هم خوب میدانند که جنس درجهی پایین و بیکیفیتی توی سبد خریدشان نرفته. شهرزاد فیلم محترمی است و همهی آنهایی که تمام دوشنبهها آن را دنبال کردهاند، به اهمیت این مسئله واقفهستند. یادداشتهای بچههای همشهری جوان را دربارهی پدیدهی شهرزاد بخوانید.
اینکه خودت را عادت بدهی ماهها به طور مرتب به فروشگاه یا سوپر محله مراجعه کنی و از جیبات هزینه کنی تا از تعقیب یک سریال جا نمانی، پدیدهی عجیبی است که تا حالا کمتر دربارهی تولیدات شبکهی خانگی اتفاق افتاده اما دربارهی سریال شهرزاد ماجرا جور دیگری بود. اشتیاق به دنبال کردن این سریال وقتی اهمیت پیدا میکند که به تعداد بالای شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای در دسترس خانوادهها توجه کنیم؛ رقیبانی که یا در بستر دولتی حمایت میشوند یا شرکتهای پولدار فیلمسازی پشتوانهشان هستند. این را بگذارید کنار اینکه محتوای شهرزاد در رقابت با محصولات مشابهاش در شبکهی خانگی اصلا شباهتی با قالب اصلی آنها ندارد و سراغ ژانری سخت رفته که در بستر تاریخی روایت میشود، نه محتوای طنز و سرگرمکننده که در بسیاری از محصولات این روزهای شبکهی خانگی مطلوبیت بیشتری برای تهیهکنندهها دارد. واقعا دلایل موفقیت شهرزاد چه بود که این همه مورد توجه قرار گرفت؟ شاید غیر از داستان جذاب این سریال، اولین چیزی که باید به آن اشاره کرد، احترام شهرزاد به مخاطبان است. شهرزاد برای مخاطباش کم نگذاشت. از نظر من در هیچ یک از قسمتهای این سریال شاهد افت داستان نبودیم. آب بستنهای معمول به برخی سریالهای تلویزیونی یا محصولات شبکهی نمایش خانگی، این وجه برتری شهرزاد را برای بیننده برجسته میکند. شهرزاد یک سریال محترم بود. دیگر اینکه شهرزاد یک «محترم منظم» بود. به هر حال این مهم است که اگر محصولی رضایت مخاطب را کسب میکند و قصد دارد او را دنبال خود بکشاند، مخاطب را سر کار نگذارد و به بازهی انتشارش وفادار باشد. یادمان نمیرود سریالهای پرسروصدایی که نهایتا بیخداحافظی از مخاطبان به کار خود پایان دادند. شهرزاد منظم بود و دوشنبههای خوبی برای خانوادهها رقم زد. ای کاش رسانهی ملی قدر این داشتههای محترم را بداند....
جنگلهای امریکای شمالی چند وقتی است که با آتشسوزیهای زیادی دست و پنجه نرم میکنند. دمای زیاد و هوای خشک، میلیونها درخت را سوزانده است. در حالی که آتشنشانهای مناطق مختلف دنیا در حال مقابله با آتشسوزیها و نجات درختها هستند، در قسمتی از دنیا درختها خود به مقابله با این موضوع برخواستهاند. محققان یافتهاند که درختان سروناز در مقابل آتشسوزی مقاوم هستند. دلیل اصلی این مقاومت در برابر آتش هم مقدار آب زیادی است که در برگهای آنها ذخیره شده است.
محققان یافتهاند که درختان سروناز در مقابل آتشسوزی مقاوم هستند. دلیل اصلی این مقاومت در برابر آتش هم مقدار آب زیادی است که در برگهای آنها ذخیره شده.
تحقیقات هنوز هم ادامه دارد. دانشمندان به دنبال مشخصههای دیگر این درختان هستند که مانع از سوختن آنها میشود. برنامههایی هم برای کاشت این درختان برای مقابله با آتشسوزی تنظیم شده است.
با اولین نگاه به BMW i8 یاد خودروهای فرازمینی یا موارد مشابهای مثل ماشین شخصیت داستانی بتمن در فیلمهای هالیوودی میافتیم. عموما وقتی از جلو به خودروهای اسپرت نگاه میکنید، ارتفاع کم و بدنهی کشیده مشاهده میشود. با کمی نزدیکتر شدن، طراحیهای دینامیک خاص و سقف شیبدار خودرو به چشم میخورد. طراحی خودروی BMW i8 شباهت زیادی به طرح مفهومیاش دارد. فاصلهی بسیار کم از سطح زمین، رینگهای بزرگ اسپرت، بدنهی کشیده و چراغهای خشمگین از موارد اصلی هستند که i8 از طرح مفهومی خود به ارث برده استگلگیرهای جلو و عقب خودرو از یک برآمدگی چشمگیر که بدون شک جلوهی خودرو را هم زیباتر کرده است بهره میبرد. قسمت میانی خودرو که بخش عمدهای از آن را درها تشکیل میدهد، کمی فرورفته تر از قسمتهای جلو و عقب آن است. در سوی دیگر، چراغهای LED لیزری، چهرهی فرازمینی این خودرو را تکمیل میکند. تمامی چراغهای تعبیهشده در قسمت جلویی و پشتی i8 از نوع LED بوده و کشیدگی خاصی در نحوهی طراحی آنها به چشم میخورد.
همچنین وجود چراغ روز (Day Light) در چراغهای جلویی، جذابیت آن را دوچندان میکند. همانطور که در تصویر مشاهده میکنید، نحوهی باز شدن درهای i8 قطعا شما را یاد خودروهای تولیدشده توسط شرکت ایتالیایی لامبورگینی میاندازد. با این تفاوت که درهای i8 بعد از باز شدن، از داخل به بیرون مایل میشوند که این موضوع همچنان روی اسپرت بودن نحوهی طراحی i8 تاکید میکند.
نوآوری در لباس سادگی
وقتش رسیده نگاهی به داخل i8 بیاندازیم. با وجود اینکه BMW i8 از روی یک طرح مفهومی ساختهشده و چهرهای کاملا متفاوت را نسبت به دیگر محصولات BMW دارد؛ اما این شرکت همچنان طراحی کلاسیک و شکل همیشگی داشبورد خودروهای خود را در i8 هم حفظ کرده است.
از محل قرار گیری فرمان به سمت راست که حرکت میکنیم، یک شیب ملایم روی داشبورد دیده میشود که ادامهی آن به محل قرار گیری دنده و دیگر رابطهای کنترل ماشین مثل سیستم تهویه محیط داخلی خودرو منتهی میشود. همچنین در قسمت وسط بالایی داشبورد، یک صفحه نمایش دیده میشود که قطعا قابلیتهای زیادی از جمله پخش موسیقی، نمایش مسیرها، نقشه، سیستمهای هشداردهندهی تصویری و غیره را به راننده ارائه میکند. طراحی داخلی i8 با تنوع رنگ همراه است. بهطوری که در سه مدل مختلف، شما میتوانید این خودرو را با رنگ بندی سفید و مشکی، خاکستری و مشکی و رنگ کلاسیک کرم و قهوهای تهیه کنید. در نتیجه میتوان گفت که شرکت BMW در ساخت i8 با رعایت فرم کلاسیک و همیشگی خودروهایش، چهرهای نوآورانه، کاملا اسپرت و فرازمینی را به این خودرو بخشیده است. آلیاژ به کار رفته در بدنهی i8 فیبر کربن است که در کاهش وزن کلی آن تاثیر چشمگیری دارد.
کم حجم اما پرقدرت
خودروی BMW i8 از یک موتور 3 سیلندر 1.5 لیتری همراه با یک شارژر توربو «تویین پاور» (TwinPower) (تویین پاور فنآوری است که با تامین هوای ورودی در هر سیلندر بهصورت جداگانه، در اصل کار دو توربو را بهصورت همزمان انجام میدهد) بهره میبرد. این موتور که بر پایهی فنآوری eDrive شرکت BMW ساختهشده است؛ یک نوع موتور دوگانهسوز بهحساب میآید. سوخت اول و اصلی آن را طبق معمول بنزین و دیگری را که بخش نوآورانهی آن بهحساب میآید، انرژی الکتریکی تامین میکند. مرحلهی نهایی و تولید و رساندن فنآوری استفاده از انرژی الکتریکی در موتور خودرو (eDrive)، حاصل سالها تلاش مهندسین بخش الکترونیک شرکت BMW است.
فنآوری رانندگی eDrive انقلابی در صنعت خودرو
نحوهی عملکرد فنآوری eDrive بسیار پیشرفته و درعینحال ساده است. موتور بنزینی 3 سیلندر i8 به یک مولد برق متصل است. هنگامیکه موتور روشن است، همواره این مولد در حال شارژ شدن است. به این نوع موتورها «ترکیبی» (Hybrid) گفته میشود.
بهطور مثال وقتی در ترافیک سرعت خودرو پایین میآید، موتور بنزینی بهطور کامل خاموش شده و مولد برق شروع به فعالیت میکند. و در هنگام تخت کردن گاز، مجدد موتور بنزینی روشنشده و به مدار باز میگردد. در این شرایط مجدد مولد برق وارد مرحلهی شارژ شدن میشوند. لازم به ذکر است که این فنآوری تاثیر بسیار زیادی در پایین آمدن مصرف سوخت و استهلاک موتور دارد.
سریع کممصرف
قطعا استفاده از فنآوری eDrive در BMW i8، یک انقلاب در صنعت خودروسازی جهان بهحساب میآید. اما بخش شگفتانگیز قصه، توان خروجی حیرتانگیز این موتور است. 228 اسب بخار و 320 نیوتون متر گشتاور در حالت بنزینی و 129 اسب بخار و 250 نیوتون متر گشتاور در حالت الکترونیکی که در مجموع توان خروجی این خودرو را به 357 اسب بخار و 570 نیوتون متر گشتاور میرساند، برای یک موتور 1.5 لیتری 3 سیلندر رقم بسیار شگفتانگیزی است. شتاب 0 تا 60 کیلومتر BMW i8 در حالت الکتریکی 4.5 ثانیه و حداکثر سرعت آن 120 کیلومتر در ساعت است. در سوی دیگر شتاب 0 تا 100 این خودرو در حالت بنزینی تنها 4.4 ثانیه و حداکثر سرعت آن به 250 کیلومتر در ساعت میرسد.
با توجه بهشتاب اولیهی فوقالعاده بالای این خودرو، در یک مسابقهی شتاب 400 متر،i8 میتواند رقابت شانهبهشانهای با خودروی «پورش 911 کاررا ۴ اس» (Porsche Carrera 4S) با توان خروجی 400 اسب بخار و شتاب 0 تا 100 کیلومتر 4.3 ثانیهای داشته باشد. در نظر داشته باشید که استفاده از فنآوری چهار محور حرکتی (All Wheel Drive)، یکی از علتهای اصلی شتاب اولیهی بسیار بالای این خودرو است. همچنین این فنآوری در سیستم ثبات و کنترل خودرو به هنگام رانندگی (Handling) تاثیر بسیار زیادی دارد.
سیستم دینامیک بدنهی i8 بسیار دقیق و حرفهای طراحیشده است. ایجاد شیارهای کوچک در نقاط مختلف بدنهی خارجی، استفاده از آلیاژ فیبر کربن در ساخت بدنه، فاصلهی کم از سطح زمین و بسیاری موارد دیگر دستبهدست هم دادهاند تا i8 از نظر دینامیک، یک بادشکن تمامعیار بهحساب آید. همچنین وجود 3 حالت رانندگی در سیستم انتقال نیرو (Gear Box) این خودرو، مهر تاییدی بر درستی لقب بادشکن i8 است. 3 حالت موجود در سیستم انتقال نیروی i8 به ترتیب «کممصرف» (COMFORT) که موتور الکتریکی کار میکند؛ «کم استهلاک کارآمد» (ECO PRO) که در اصل حالت متعادل خودرو است و مصرف انرژی و استهلاک موتور در حد استانداری قرار دارد؛ و حالت سوم اسپورت است که موتور تمام توان خود را برای ارائهی بیشترین توان خروجی به کار میگیرد، نام دارند.
نتیجهگیری
با یک نگاه کلی به خودروی ترکیبی BWM یعنی i8، میتوان نتیجه گرفت که این شرکت در طراحی و ساخت این خودرو، ظاهری کاملا نوآورانه، کمترین میزان مصرف انرژی در کنار بالاترین میزان بازدهی ممکن را در دستور کار خود قرار داده است. i8 با ظاهری کاملا اسپرت و فرازمینی، توان خروجی موتور بسیار بالایی دارد. از همین رومی تواند در کلاس خودروهایی که روی شتاب و سرعت خود مانور میدهند، به رقابت بپردازد. BMW i8 به تازگی وارد مرحلهی تولید انبوه شده و کمی زمان میبرد تا بهصورت کامل مورد بررسی کارشناسان قرار بگیرد و از آزمون و خطاهای فنی عبور کند.
شرکت خودروسازی BMW، در تاریخ هفت مارس ۱۹۱۶ در شهر مونیخ آلمان تاسیس شد. از آن سال تا به امروز، این شرکت خودروهای مختلفی را برای نیازهای گوناگون مشتریانش به بازار عرضه کرده است. از BWM های سری یک گرفته تا سری هفت، و از سوی دیگر مدلهای شاسیبلند (Crossover SUV) سری ایکس یک تا ایکس 6، هر کدام امکانات، طراحی و قابلیتهای منحصربهفردی دارند. همچنین مورد انتظارترین سری از خودروهای این شرکت یعنی Z، توانست در دل طرفداران خودروهای اسپرت خیابانی، جایی برای خود دستوپا کند. هر جا نام BMW شنیده میشود، واژهی نوآوری، سرعت، کیفیت و فنآوری برتر در ذهن نقش میبندد. این موضوع حاصل تلاش صدسالهی مهندسین این غول خودروسازی جهان برای کسب اعتبار در بازار جهانی و ارائهی بهترین محصول با بالاترین کیفیت است.
تاکنون، خودروهای با ظاهر عجیب و البته خواص، در غالب طرحهای مفهومی نمایش دادهشدهاند. بهطور معمول، طرحهای مفهومی ارائهشده از شرکتهای خودروسازی مختلف جهان، در همان غالب طرح مفهومی مانده و به مرحلهی تولید انبوه نرسیدهاند. بهطور مثال طرح مفهومی خودروی BMW Z9 هیچگاه به مرحلهی تولید نرسید. اما پس از گذشت مدت کوتاهی، BMW های سری 6 روانهی بازار شدند که طراحی ظاهری آنها، از Z9 الهام گرفتهشده بود. حالا به نظر میرسد که با اعمال تغییراتی در سیاستهای BMW، این شرکت اقدام به تولید انبوه طرح مفهومی خودروی BMW i8 کرده است.
چالش سطل آب یخ، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک را به زندگی ما پرتاب کرد، و ما در سال ۲۰۱۴ بیشتر از کل دهه پیش این بیماری را شناختیم.
سرماخوردن برای یک انگیزه خوب
با پیشگامی کریس کندی، این کمپین مردم را تشویق کرد در حالی که سطلی پر از آب یخ را روی سر خود میریزند، به خیریه کمک کنند و چند نفر از دوستانشان را به این چالش در ۲۴ ساعت بعدی دعوت کنند و از خودشان فیلم بگیرند.
چالش سطل آب یخ موجب شده است اختلالی که کمتر کسی با آن آشنا بود اکنون به یک بحث و گفتگوی جهانی تبدیل شود.
«ای ال اس» یک اختلال عصبی است که به سلولهای عصبی مغز و نخاع آسیب میرساند. به گفته انجمن «ای ال اس»، تنها در ایالات متحده سالانه ۵٫۶۰۰ نفر مورد مبتلا به این بیماری شناسایی میشوند.
مقایسه بهترین شاسی بلندهای روز دنیا
امروز می خواهیم خودروهایی را با هم مقایسه کنیم که مختص فرهنگ بزرگتر =بهتر هستند، یعنی شاسی بلندهای فول سایز لوکس.غول های لوکسی که آمریکایی ها عاشق آن هستند.
شش خودروی شرکتکننده در این بررسی که همگی مدل ۲۰۱۵ هستند عبارتاند از: کادیلاک اسکالید پلاتینوم، اینفینیتی QX80 لیمیتد، رنجرور HSE، لکسس LX570، لینکلن ناویگیتور و مرسدس بنز GL450.
درست است که SUV های بزرگتری نسبت به خودروهای حاضر در این تست وجود دارند (شورولت سابربن، فورد اکسپدیشن EL، تویوتا سکویا و …) ولی آنها در سطحی از لوکس بودن نیستند که بتوان آنها را در این سگمنت قرار داد. ما درباره ردهای از خودروها صحبت میکنیم که تنها در ایالاتمتحده سالانه دارای فروشی بیش از ۱۰۰,۰۰۰ دستگاه میباشد. درحالی که کادیلاک و مرسدس هرکدام بهتنهایی بیش از ۲۵۰۰۰ دستگاه در سال فروش دارند. اگر حجم فروش این سگمنت شما را تحت تأثیر قرار نمیدهد باید به خاطر داشته باشید با این که خودروهای لوکس و پرمیوم فقط ۱۱ درصد کل خودروهای تولیدی را تشکیل میدهند اما نزدیک به ۵۰ درصد سوددهی ایجاد میکنند. بنابراین با در نظر گرفتن سود به ازای تولید هر دستگاه از این خودروها (که رقم بالایی است) بهآسانی میتوان فهمید که این خودروهای غولپیکر تا چه اندازه برای تولیدکننده آن پراهمیت است.
نیمهشب بود. میتیا کولدارف، برانگیخته و با هیجان، به سرعت داخل خانهی پدرش شد و شروع به سرکردن توی اتاقها کرد. پدر و مادرش میخواستند بخوابند. خواهرش در تختخواب بود و آخرین صفحات رمانی را میخواند. برادران دانشآموزش خوابیده بودند. پدر و مادرش با تعجب پرسیدند:
«از کجا میآیی؟ چته؟»
«آه نپرسید! فکرش را نمیکردم! نه، هیچ فکرش را نمیکردم! این… این باورکردنی هم نیست!»
میتیا زد زیر خنده و روی صندلی راحتی نشست. از خوشحالی روی پایش بند نبود.
«باورکردنی نیست! اصلاً نمیتوانید تصورش را بکنید! ببینید!»
خواهرش از تختخواب پایین جست، خود را در ملافهای پیچید و به برادرش نزدیک شد. برادرانش از خواب بیدار شدند.
«چته؟ راستی که تو خیلی مضحکی!»
«از خوشحالیست، مامان! الان همهی روسیه مرا میشناسد! همه! پیش از این، تنها شما میدانستید که در دنیا یک دیمتری کولدارف، مستخدم ادارهی ثبت وجود دارد و حالا تمام روسیه این را میداند. مامان! آه خدا!»
میتیا دوباره برخاست و باز شروع کرد به دویدن توی اتاقها؛ بعد دوباره نشست.
«آخر چه خبر شده؟ درست شرح بده!»«شما مثل حیوانات وحشی زندگی
میکنید، روزنامه نمیخوانید، به اجتماع توجهی ندارید، این همه چیزهای
جالب توجه در روزنامهها هست! هر اتفاقی بیفتد، فوراً منتشر میشود، هیچ
چیز مخفی نمیماند! چقدر خوشوقتم! آه، خدای من! روزنامهها فقط از
آدمهای برجسته صحبت میکنند و الان از من حرف میزنند!»«چی میگی!
کجا؟»
رنگ پاپا پرید. مامان تصویر مقدس را نگاه کرد و صلیبی کشید. برادرها پا
شدند و همانطور با پیراهنهای کوتاه شب، به برادر بزرگشان نزدیک شدند.
«آره، روزنامهها راجع به من مطلبی نوشتهاند؛ الان همهی روسیه مرا میشناسد! مامان، این شماره را به یاد داشته باشید! چند دفعه آن را میخوانیم، گوش کنید!»
میتیا روزنامهای از جیب درآورد، به پدرش داد و قسمتی را که با مداد آبی دور آن را خط کشیده بود، نشان داد:
«بخوانید!»
پدر عینکش را گذاشت.
«بخوانید دیگر!»
مامان تصویر مقدس را نگاه کرد و صلیب کشید. پاپا سرفهای کرد و شروع به خواندن کرد:«در تاریخ ۲۹ دسامبر، ساعت ۱۱ شب، دیمتری کولدارف، مستخدم ادارهی ثبت…»
«گوش کنید، بقیه را گوش کنید!»
«… دیمتری کولدارف، مستخدم ادارهی ثبت، موقع خروج از شیرهکشخانهای که در خیابان برنای کوچک، منزل کوزیخنی واقع است، در حال نشئه…»
«با سیمون پترویچ بودم… تا جزئیاتش را هم شرح داده! ادامه بدهید! گوش کنید!»
«… و در حال نشئه، سر میخورد و زیر دست و پای اسب کالسکهای که در ایستگاه بوده و به ایوان درتف، روستای دهکدهی دوریکبند، از ایالت بوخنوسک تعلق داشته است، میافتد. اسب میترسد، کولدارف را لگدمال میکند. سورتمهای را که کولف تاجر مسکوی در آن نشسته بوده است، زیر پا میاندازد و پا به فرار میگذارد. سرایدارها جلویش را میگیرند. کولدارف را که داشته بیهوش میشده به کلانتری میبرند و پزشک او را معاینه میکند. ضربهای که به پس گردن او وارد آمده بوده…»
«این ضربه، از مالبند بود، پاپا، بقیه، بقیه را بخوانید!»
«که پس گردن او وارد آمده بوده است، جزئی تشخیص داده شده، یک بازپرسی شفاهی راجع به قضیه به عمل آمده و مضروب، تحت معالجات پزشکی قرار گرفته است…»
«به من گفتند پشت گردنم را کمپرس آب سرد کنم. حالا خواندید؟ هان؟ اینطور! الان این روزنامه دور روسیه میگردد، بدش اینجا…»
میتیا روزنامه را گرفت، تا کرد و در جیب انداخت.
«الان میبرم منزل ماکارف، بهش نشان میدهم… باید به
ایوانبسکی، به ناتالی، ایوانوتا و به آنیسم بازبلبویچ هم نشان داد… رفتم!
خداحافظ.»
میتیا کلاهش را سر گذاشت و فاتح و خوشحال به کوچه گریخت.
کونچیتا تقریباً یک شب به یک سوپراستار جهانی تبدیل شد. در حقیقت، جستجوها نشان میدهند او حتی گوی سبقت را نیز از بیانسه و لیدی گاگا که الگوی او بودند، ربود.
کُنچیتا ورست با نام اصلی توماس "تام" نیویرت خوانندهٔ اهل کشور اتریش است. کنچیتا هنرمندی دگرجنسپوش است و خود را به لحاظ جنسی «نه مرد و نه زن» معرفی میکند.
گوگل طبق روال هرساله امروز لیستی از بهترین اپلیکیشنهای اندروید در سال جاری میلادی را به انتخاب خود در گوگل پلی منتشر کرد. پس اگر یک گوشی یا تبلت اندرویدی دارید سری به این لیست بزنید.
wunderlist
لیست انجام کارهای روزانه که دارای نسخههای موبایل، تبلت و پیسی بوده و از ویژگیهای مهم آن میتوان به رابط کاربری زیبا، همگامسازی و سازگاری با Android Wear اشاره کرد.
swiftkey
تا به حال چند بار شده موقع تماشای فیلمی، انقدر از دیدن یکی از شخصیتهایش کیف کنید که ناخودآگاه دلتان بخواهد مثل مرد رز ارغوانی قاهره وودی آلن از تصویر بیاید بیرون و بشود یکی از حقیقیهای زندگی شما و کسی که دوست دارید با او معاشرت کنید؟ این لیست، شامل ده نفر از همانهایی است که دیدنشان در سینمای ایران ما را حسرتی کرده و صدای آخمان را در آورده است.
1 :
نوکرتم ابی جون. از همون اول که پیچیدی تو قاب و قامتت کنار آق حسینی
قرار گرفت، خاطرخواهت شدم لوطی. تازه از زندان دراومده بودی و جایی برای
موندن نداشتی. یه شماره دستت بود که هر چی زنگ زدی، هیچ لاکرداری پیدا نشد
از اون ور خط جوابت رو بده. پس مثل همیشهت چرخیدی و خیابانها رو گز کردی
تا بلکه بفهمی چه خبره تو این شهر و کی به کیه؟ نفهمیدی مشتی. مال این شهر
نبودی که بخوای سر از قاذوراتش در بیاری. پس سر بساط ترنابازی و بعد از کلی
بالا پایین که با خودت داشتی تصمیم گرفتی بشی مطیع اوامر آق حسینی. حکمش رو اجابت کردی و تو خیالت بود که این یه بار میتونه تنت جون بگیره و از خجالت خودت دربیای. کلافه شده بودی بس که تا دم خان هفتم رفتی و تو نرفته، برگشتی. میخواستی کاری کنی که برسی به فینال ابی جون. جایی که مست و پاتیل و صورت زخمی نشستی رو کاپوت تاکسی و تعریف کردی برامون: اینجا
آخریه. همه اینجان؛ بستنی فروشه، بچههای کوچه سرخپوستا، شیش سر نون خور
این بینون... اینجا فیناله. همیشه تا در خان هفتم رفتم ولی تو نرفتم...
اگه دوست دارین این ادامه این مطلب جالب رو بخونین حتما یه سری به سایت 7 فاز بزنین ...
سید مسعود میرکاظمی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم درباره اظهار نظر وکیل مهدی هاشمی مبنی بر اینکه "مجلس شورای اسلامی تأیید کرده است که مهدی هاشمی در پرونده استات اویل نقشی ندارد" تصریح کرد: گرفتن رشوه توسط وی نهتنها در پرونده استات اویل و کرسنت بلکه در 400 پرونده شرکت بهینهسازی مصرف سوخت ــ زمانی که هاشمی در این شرکت مسئولیت داشت ــ کاملاً مسجل است.
عضو کمسیون انرژی مجلس با بیان اینکه خانواده آقای هاشمی تا کی باید برای کشور هزینه ایجاد کند، گفت: وکیل هاشمی باید پاسخگو باشد که چرا از سوی نمایندگان مجلس صحبت میکند؟!
وی اظهار کرد: همچنان تحقیق و تفحص از پرونده مهدی هاشمی در مجلس باز است و ما منتظر هستیم، ببینیم، قوه قضائیه در این آزمون عدالت گستری نظام جمهوری اسلامی چه میکند.
وی یادآور شد: مهدی هاشمی کسی است که منافع ملی و آبروی نظام را بارها و بهویژه در پرونده "استات اویل" و "توتال" به خطر انداخته است؛ بهطوری که رسانههای غربی مدتها درباره فساد در ایران مینوشتند.
نماینده مردم تهران گفت: رسانههای خارجی میگفتند، فساد در ایران رسمی است؛ چرا که پسر سابق رئیس جمهوری ایران اعلام کرده است هیچ پروژه نمیتوانید بگیرید مگر این که این پول را پرداخت کنید. این فرد پولهای مورد نظر را نیز علیه نظام و در فتنههای "کوی دانشگاه" و "انتخابات ریاست جمهور سال 88" هزینه کرد.
به گزارش تسنیم، سیدمحمود علیزاده طباطبایی؛ وکیل مهدی هاشمی در حاشیه چهارمین جلسه رسیدگی به اتهامات پرونده مهدی هاشمی که 27 مردادماه برگزار شد درباره پرونده استات اویل گفته بود: وزارت اطلاعات و مجلس شورای اسلامی نیز گفتهاند در این زمینه مهدی هاشمی نقشی ندارد.
یکی از قابلیتهایی که از مدتها پیش در سیم کارت های اپراتور ایرانسل قابل فعال سازی بود ، امکان مشاهده تماس های از دست رفته بود.
این سرویس به شما امکان میدهد تا بدانید در زمانی که گوشی شما خاموش است، چه کسانی با تلفنهمراهتان تماس گرفته اند. به این ترتیب، درصورتی که تلفنهمراه شما خاموش بوده یا خارج از محدوده پوشش شبکه باشید، افرادی که با شما تماس می گیرند، به یک سرویس پیام گیر هدایت شده و شماره آنها در آن سیستم ذخیره میشود. بنابراین، هنگامی که تلفنهمراهتان مجدداً روشن شده و یا در دسترس قرار گیرد، لیستی از تمام شماره هایی که با شما تماس گرفته اند، به همراه زمان این تماسها از طریق پیامکوتاهی بدین مضمون برایتان ارسال میگردد.
اما این سرویس جالب در اپراتور همراه اول وجود نداشت . به تازگی این امکان در اپراتور همراه اول نیز فعال و با نام تماس بان معرفی شده است.
اگر شما نیز مایلید تا سرویس تماس بان (تماس های از دست رفته همراه اول) را به صورت کاملا رایگان برای سیم کارت اعتباری یا دائمی خود فعال کنید ادامه متن را دنبال کنید.
معرفی سرویس
از این پس با سرویس «تماس بان» همراه اول حتی در هنگام در دسترس نبودن و یا خاموش بودن تلفن همراه خود از کلیه تماس های دریافتی خود مطلع خواهید شد.
چنانچه به علت در دسترس نبودن و یا خاموش بودن تلفن همراه خود قادر به دریافت تماس و پاسخگویی نباشید، «تماس بان» پس از اتصال مجدد شما به شبکه همراه اول، شماره تمام کسانی را که در این فاصله با شما تماس گرفته اند به همراه زمان تماس آنها، در یک پیامک برای شما ارسال خواهد کرد.
مشترکین دائمی و اعتباری همراه اول می توانند با ارسال عدد ۱ لاتین به شماره ۹۹۱۴ سرویس «تماس بان» را فعال نمایند. مشترکین برای فعال سازی, غیر فعال سازی و درخواست اعلام وضعیت سرویس می توانند کدهای زیر را به شماره ۹۹۱۴ ارسال نمایند:
نوع درخواست
|
عدد ارسالی (لاتین)
|
فعال سازی
|
۱
|
غیر فعال سازی
|
۵
|
اعلام وضعیت سرویس
|
۰
|
دریافت راهنمای سرویس
|
ارسال پیامک خالی
|
صبح امروز خبر شوکهکننده برای والیبال، درگذشت حسین معدنی ، مربی خوش اخلاق تیم ملی والیبال ایران بود. شاید باورش سخت باشد، چهرهای آشنا و دوستداشتنی که تا همین یک ماه پیش در مرحله گروهی لیگ جهانی در کنار کواچ روی نیمکت تیم ملی ایران نشسته بود و با یک لبخند همیشگی، کار هدایت والیبالیستهای خوب کشورمان را به عهده گرفته بود، یکباره و در یک ماه از میان ما برود..