Sales of women in Israel
منبع :http://shinili.ir/
با تضعیف سیستم ایمنی افراد سیگاری در اثر مصرف مواد دخانی، بدن این افراد مستعد ابتلا به انواع بیماریها از جمله «لوپوس اریتماتوز» میشود که این بیماری میتواند عامل از دست دادن موها، ایجاد زخم در دهان، جوشهای پوست روی صورت، سر و دستها شود.
٢ – آب مروارید (کاتاراکت)
افراد سیگاری ٤٠ درصد بیش از افراد دیگر در معرض ابتلا به آب مروارید، کدر شدن عدسی چشم و ممانعت از عبور نور و در نهایت نابینایی هستند.
٣ – چین و چروک
استعمال دخانیات باعث از بین بردن پروتئینهای انعطاف دهنده پوست میشود؛ همچنین باعث تحلیل بردن ویتامین A و محدود کردن جریان خون در عروق پوست میگردد.
پوست افراد سیگاری خشک و دارای خطوط و چین خوردگیهای ریزی در اطراف لبها و چشمهاست.
٤ – ضایعات شنوایی
افراد سیگاری ٣ برابر بیش از افراد غیر سیگاری به عفونت گوش میانی دچار میشوند.
٥ – سرطان پوست
افراد سیگاری ٢ برابر بیشتر از افراد غیر سیگاری در معرض خطر ابتلا به نوعی سرطان پوست (پوسته پوسته شدن، برجستگی روی پوست) قرار دارند
٦ – فساد دندانها
افراد سیگاری ٥/١ مرتبه بیشتر از افراد غیر سیگاری در معرض خطر از دست دادن زودرس دندانها هستند.
٧ – پوکی استخوان
منواکسید کربن یکی از اصلیترین گازهای سمی در خروجی اگزوز اتومبیل و دود سیگار است، میل ترکیبی این گاز با خون بسیار بالاتر از اکسیژن است. این گاز باعث کاهش قدرت عمل اکسیژن در خون افراد سیگاری حرفهای تا ١٥ درصد میشود.
استخوانهای افراد سیگاری تراکم خود را از دست داده و به راحتی شکسته میشود همینطور زمان التیام یافتن و جوش خوردن آنها پس از شکستگی تا ٨٠ درصد افزایش پیدا میکند.
٨ – بیماریهای قلبی
بیماریهای قلبی ـ عروقی ناشی از استعمال دخانیات بیش از ٦٠٠ هزار نفر را در سال در کشورهای توسعه یافته از بین میرود استعمال دخانیات باعث افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون، افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا و گرفتگی عروق و نهایتا ایجاد حمله قلبی و سکته میشود.
٩ – زخم معده
استعمال دخانیات مقاومت معده را در برابر باکتریها پایین میآورد؛ همچنین
باعث تضعیف معده در خنثی سازی اسید معده و مقاومت در برابر آن بعد از غذا
خوردن و بر جای ماندن باقیمانده اسید در معده و در نتیجه تخریب دیواره آن
میشود.
زخم معده افراد سیگاری به سختی درمان میشود و احتمالی بهبودی آن تا زمانی که فرد سیگاری است اکثرا اندک است.
١٠- تغییر رنگ انگشتان
قطران موجود در دود سیگار در اثر استعمال مستمر دخانیات روی انگشتان و
ناخنها جمع شده و باعث تغییر رنگ آنها به قهوهای مایل به زرد میشود.
١١ – سرطان رحم و سقط جنین
استعمال دخانیات در دوران بارداری میتواند باعث افزایش خطر زایمان نوزاد با وزن کم و بروز مسایل بهداشتی در آینده شود. سقط جنین در مادران سیگاری ٢ تا ٣ برابر بیشتر است
١٢ – تغییر شکل دادن سلولهای جنسی در مردان
استعمال دخانیات باعث کاهش تعداد اسپرم و کاهش جریان خون در آلت تناسلی مردان و ناتوانی جنسی در این افراد میشود. ناباروری جنسی در مردان سیگاری نیز متداولتر از افراد غیر سیگاری است.
١٣ – سرطان
بیش از ٤٠ عنصر سرطانزا در دود سیگار وجود دارد احتمال سرطان ریه ٢٢ مرتبه بیشتر از افراد غیر سیگاری است.
طبق تحقیقات بی شماری که انجام شده است در صورت ادامه استعمال دخانیات توسط افراد سیگاری، احتمال مبتلا شدن آنها به انواع سرطانهای دیگر از قبیل زبان، دهان، غدد، بزاق و حلق (٦ تا ٢٧ برابر)، سرطان بینی (٢ مرتبه بیشتر)، گلو (١٢ مرتبه)، مری (٨ تا ١٠ برابر)، حنجره (١٠ تا ١٨ برابر)، معده (٢ تا ٣ برابر)، کلیه (٥ برابر)، آلت تناسلی مرد (٢ تا ٣ برابر)، لوزالمعده (٢ تا ٥ برابر) مقعد (٥ تا ٦ مرتبه) وجود دارد.
یکی از نمادهای دریا از گذشته قوطی هایی بوده است که درون آن نامه های مختلف قرار داشته است. این حرکت را معمولا افرادی که درون جزیره ای دورافتاده گم می شدند یا دزدان دریایی انجام می دهند اما عده ای نیز از سر کنجکاوی و تحت تاثیر فیلم اینکار را انجام داده اند.
"زویی لمون" از جمله افراد گروه سوم است که با دیدن فیلم های سینمایی تصمیمی به انجام چنین کاری گرفته است. او زمانی که تنها 10 سال داشت برای سفری تفریحی به آلمان رفت و همانجا نامه ای نوشته و درون آب انداخت ولی شاید باورش نمی شد هیچوقت جواب آن را بگیرد.
زویی که در شهر سالفورد انگلستان زندگی می کند پس از 23 سال که از این
ماجرا گذشت نامه ای دریافت کرد و متوجه شد در جواب نامه قبلی برای او نوشته
شده است. این نامه را فردی به نام "پیت لاتور" از هلند برای این خانم که
حالا 33 سال دارد فرستاده است.
او در نامه خود آورده است که در حال
قدم زدن در ساحل بوده که این نامه را دیده و البته با قدمت آن بسیار شگفت
زده شده است از این رو تصمیم میگیرد تا جواب این نامه را نوشته و به دست
صاحب اصلی اش برساند. نکته جالب این است که "زویی" در تمام این مدت و حتی
پس از ازدواج نیز در آدرس قبلی خود زندگی می کرده است و نامه مستقیم به
خودش رسید.
ستونهای نور در جای مراکز تجارت جهانی. ۱۲ سال از واقعهی ۱۱ سپتامبر گذشتهاست. ۳۰۰۰ نفر در این حوادث کشتهشدند. (نوآم گالای)
برینگتون انگلستان. شرکت در مسابقات که در آن رنگپاشی انجام میشود. برای شرکت در این مسابقات، نیازی به اندام ورزشکارانه نیست. در این مسابقات که در برینگتون برگزار میشود در هر کیلومتر، رنگی متفاوت روی شرکتکنندگان پاشیده میشود. (استیو باردنز)
عملیات نجات کشتی کاستا کنکوردیا در ایتالیا. ۳۲ نفر در حین واژگونی این کشتی کشتهشدند. (آندرهاس سولارو)
شهرت ظرفیت میخواهد
یکى از بهترین دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تیم ملى اسپانیا
که در رئال مادرید صاحب رکوردهاى عجیب و غریبى شده،
هفته قبل کارى کرد که قلب همه انسان هاى عاطفى را لرزاند.
ظاهراً «ایکر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به یک رستوران رفته بود
که در آنجا
با یک نوجوان ۱۳ ساله که دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود،
پسرک بیمار به محض دیدن دروازه بان افسانه اى اسپانیا به سراغ او مى
رود و مى گوید:
«آقاى کاسیاس ... در روز بازى با پرتغال، تو به این خاطر موفق شدى
پنالتى ها را دریافت کنى
که من و بقیه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنایى، برایت دعا کردیم!»
ایکر کاسیاس که به سختى جلوى اشکش را مى گیرد از پسرک تشکر مى کند
و نام و آدرس مدرسه را از او مى گیرد و ... فردا ظهر حوالى ظهر،
ناگهان «کاسیاس بزرگ» وارد مدرسه مذکور مى شود و در میان بهت وحیرت
مسئولان مدرسه
- و شادى زاید الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گوید:
« من آمدم اینجا تا براى دعاهایى که در حقم کردین که پنالتى را بگیرم،
شخصاً از شما تشکر کنم!»
بچه هاى مدرسه که از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ایکر» حلقه
مى زنند
و با او عکس مى اندازند و امضا مى گیرند و ... که ناگهان یکى از بچه ها
به او مى گوید:
« آقاى کاسیاس تومیتونى پنالتى مرا هم بگیرى؟»
ایکر نیز بلافاصله از داخل ماشینش لباس هاى تمرین را درآورده و برتن مى
کند
و همراه بچه ها به زمین چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه
به بچه ها این
فرصت را مى دهد که هرکدام به او یک پنالتى بزنند و ...
ایکر کاسیاس ۲ ساعت و نیم در آن مدرسه مى ماند تا تک تک بچه هاى بیمار
آن مدرسه به او پنالتى بزنند.
زنـــــــــــــــــدگی و گـــــــــــــــذر عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر گرانـمایه
نمی دانم؛ این عمر تو دانی به چه سانی طی شد؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان !
همه تقصیر من است ...
اینکه خود می دانم که نکردم فکری
که تامل ننمودم روزی
ساعتی یا آنکه چه سان می گذرد عمر گران
کودکی رفت به بازی
به فراغت به نشاط
فارغ از نیک وبد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست !
بایدش نالیدن ...
من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن
نتوان فارغ و دلرسته زغم همه شادی دیدن
هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن
من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز هیچ نگفت
نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند کنون جوان است هنوز
بگذارید جوانی بکند
بهره از عمر برد، کامرانی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این باز مرا عمری هست؟
یک نفر بانگ برآورد که او اکنون باید فکر فردا بکند
دیگری آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند
سومی گفت همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش همچنین فردایش
بعد از این باز نفهمیدم من، که به چه سان دی بگذشت
آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ها مصرف گشت
نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بیحاصلی و دمی
چه توانی که ز کف دادم مفت
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
مدت عهد شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات
آن کسانی که نمی دانستند جوانی یعنی چه راهنمایم بودند
که دائم فکر خوردن باشم
فکر گشتن باشم
فکر تامین معاش، فکر یک زندگی بی جنجال فکر همسر باشم
کس مرا هیچ نگفت زندگی خوردن نیست
زندگی ثروت نیست
زندگی داشتن همسر نیست
زندگی فکر خود بودن و غافل ز جهان نیست
حال فهمیدم هدف زیستن این است رفیق:
من شدم خلق که با عزمی جزم پای بند هواها گسلم
پای در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
مملو از عشق و جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرات و امید و شهامت نوشم
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
شمع راه دیگران گردم و با شعله خویش
ره نمایم به همه گر چه سرا پا سوزم
من شدم خلق که مثمر باشم نه چنین زاید و بی جوش و خروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش
ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
که این سه روز از عمر به چه ترتیب گذشت:
کودکی بی حاصل
نوجوانی بــــــاطل
وقت پیری غــــافل
به عبارتی دیگر:
کودکی در غفــلت
نوجوانی شهـــوت
در کهولت حسرت
در مورد ژاپنی ها
وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.
چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.
چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر ۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲ اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند!
محاسبه کنید حداکثر را. چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.
حالا هم که این خبر پایین در آمده که بزرگواری میفرمایید و میخوانید: بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی: به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشتهاند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند. همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است. سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است. زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم ۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت. اونوقت فکرشو بکنید خدا ما رو ببره بهشت، اینا رو ببره جهنم نکته جالب اینجاست که بدونید در فرهنگ ژاپنی مفهومی بنام "گناه" وجود نداره... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارن... تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، "شرمندگی" است. واسه همینه که کسی که درست کارش و انجام نمیده و پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو میبینه، ولی "گناه" بین شخص و خدایی هست که هیچ وقت بشر اون رو ندیده و نخواهد دید.... و نتیجه این 2 باور رو ببینید!
حرفه یک کودک در آینده
عکاس پاریسی مالو آکا حرفه هایی که ممکن است یک کودک در آینده در آن مشغول بکار شود را تجسم کرده است.
او از نگاه یک پدر و مادر به این کودکان نگاه کرده و او را در لباس حرفه های مختلف تجسم کرده است.اینکه سرنوشت چه مسیری را برای هر کس رقم خواهد زد اصلا مشخص نیست و فکر کردن به آن نیزهمیشه با نگرانی همراه خواهد بود .
در هر صورت او در این پروژه عکاسی این مسئله را بصورت طنز بیان کرده است.
حرفه هایی مانند دکتری ، کشیش ، ورزشکار و حتی گاو باز را در این عکسها
در نظر گرفته است.
باقی عکسها را خودتان حدس بزنید .
5- فرآوری غذاها در دمای خیلی بالا باعث حل شدن و آزاد شدن دیوکسین از پلاستیک و نفوذ آن به غذا می شود. به عنوان جایگزین پوشاندن غذا با یک لفاف کاغذی توصیه می شود..
خداوندا سرزمین مرا از حمله بیگانه و خوشکسالی و دروغ در امان بدار
(دعای کوروش بزرگ برای ایران زمین)
قبل از اینکه ادامه رو بخونی یکی از سازهای زیر رو انتخاب کن :
ادامه مطلب ...
چه میکنند این میلیاردرها با طلا ! |
طلا همیشه جذاب بوده است و حتی در دوره های مختلف افراد برای یافتن طلا جان خود را نیز از دست داده اند.گاهی اوقات ما با اشیایی روبه رو میشویم که بسیار هیجان انگیز هستند این هیجان بیشتر میشود وقتی شما با وسایلی که از طلا ساخته شده اند روبه رو شوید.در اینجا به 10 عدد از عجیبترین این وسایل میپردازیم. 1-قرص های طلا:همه ما تا به حال بیمار شده ایم و با مصرف قرص و کپسول سلامتی خود را به دست آورده ایم.اما یک فرد ثروتمند به نام توبیاس ونگ تصمیم گرفت تا طعم قرص های طلایی رابچشد.به سفارش او چند کپسول با طلای 24 عیار درست شد.این قرص ها ارزشی برابر با 600 هزار تومان داشتند. |
![]()
2-تابوت طلایی:انسان
ها به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند و برای آن همه
کار میکنند.اما انگار عده ای به دنبال تجملات برای
سفر آخرت خود هستند.این تابوت تماما از طلا ساخته
شده است و مجهز به یک تلفن هراه نیز میباشد.ارزش
آن برابر 40 میلیون تومان است. |
![]()
3-کباب پز طلا:کباب
خوردن بسیار لذت بخش است مخصوصا اگر این کباب در
کباب پزی از جنس طلا آن هم به قیمت 14 میلیون
تومان ساخته شده باشد.
|
![]()
4-ماساژوری از طلا:این
ماساژور که از جنس طلای 18 عیار ساخته شده است
میتواند خستگی بدن شما را پس از یک روز سخت رفع
کند.البته برای این کار باید در حدود 3 میلیون
تومان پول پرداخت کنید. |
![]()
5-دستشویی طلایی:هر
ساله تعداد زیادی از جهانگردان مسیر خود را به سوی
هنگ کنگ عوض میکنند تا از این دستشویی ساخته شده
از طلای 24 عیار دیدن کنند ارزش این دستشویی 5
میلیون دلار است.
|
![]()
6-ماسکی از طلا:این
ماسک در ژاپن طرفداران بسیاری دارد.در این ماسک از
یک لایه بسیار نازک طلای 24 عیار استفاده شده
است.به گفته سازندگان،این ماسک برای چین و چروک
های موجود بر روی پوست مفید است.
|
![]()
7-سوشی طلایی:سوشی
غذایی ژاپنی است که ماده اصلی آن ماهی خام
میباشد.فکر نکنید که این سوشی ها از طلا درست شده
اند آنها تنها با روبان هایی از جنس طلا پیچیده
شده اند.هر بشقاب از این سوشی 3 میلیون تومان ارزش
دارند.
|
![]()
8-کتانی های طلایی:کن
کورتنی یکی از طراحان خوب،این کتانی ها را طراحی
کرده است.در ساخت این کتانی ها از طلای 24 عیار
استفاده شده است.قیمت این جفت کفش در حدود 6میلیون
تومان است.
|
![]()
9-دسرهای طلایی:
این دسر به شک یک تخم مرغ است و از مواد بسیار
لوکس مانند: طلا و خاویار ساخته شده است و همینطور
این گران بودن به خاطر وجود دو الماس 2 قیراطی در
بالای آن است.قیمت این دسر 22 هزار پوند(تقریبا در
حدود 25 میلیون تومان)برآورده شده است.دسر اصلی از
یک نوع طلای خوراکی و با اضافه کردن بهترین
محصولات از سراسر جهان ساخته شده است.
|
![]()
10-کوله پشتی طلا:کوله
پشتی یکی از وسایل مورد نیاز دانش آموزان است.این
کوله پشتی که به نظر استاندارد هم نمیرسد از طلای
24 عیار درست شده و ارزشی معادل 3 میلیون تومان
دارد.
![]() |
من خویشاوند هر انسانی هستم
که خنجری در آستین پنهان نمیکند.
نه ابرو درهم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایهبان
دیگران است.
من یک لر ِ بلوچ ِ کردِ فارسم، یک فارسزبان ترک، یک افریقایی اروپایی
استرالیایی امریکایی ِ آسیاییام، یک سیاهپوستِ زردپوستِ سرخپوستِ
سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور
دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم میان
انسانهای دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین، که بدون حضور دیگران معنایی
ندارم. ترجیح میدهم شعر شیپور باشد، نه لالایی.
لباس هایی با جیـــب های بزرگ به اندازه ی دو دســـت !
شایــــد هــــمین پاییـــــــز عاشــــــــق شــــــــدید
اصلاحات جدید لغت نامه ی آریانپور !
Hairkul : آنکه روی شانههایش مو دارد
Watergate : دروازه دولاب
Categorize : نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ میشود
Velocity : (شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده میکنند
(شیراز
confuse : آنکه برق از **ونش می پرد
Macintosh : مهین تاج
San Antonio : به ترکی ، شما آنتونیو هستید
Longtime : در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند
Long time no see : !دارم لونگ میپیچم ، نگاه نکن
Cambridge : شهری که تعداد پلهایش اندک است
UNESCO : یونس کجاست؟
Jesus : در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند
Finland : سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی دارند
Damn You All : دم همتون گرم
Savage Blog : ساوجبلاغ
Latino : لات بازی ممنوع
Godzilla : خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا