معروف است که زنان ژاپنی بدنهایی لاغر، بدون چربی و سالم دارند. اگرچه به طور حتم ژنتیک در این قضیه نقش دارد، اما بسیاری ادعا میکنند رسمِ صبحگاهی آنها در این میان بیتأثیر نیست. به طور خلاصه، بیشتر زنان ژاپنی بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب، آب مینوشند.
این رسمِ صبحگاهی که در حال حاضر در فرهنگ ژاپنی ریشهی عمیقی پیدا کرده است، در حقیقت نوعی آب درمانی محسوب میشود که فواید آن از نظر علمی برای درمان برخی بیماریهای بدن به اثبات رسیده است. از آنجا که ژاپن برخلاف بسیاری از کشورهای غربی آنچنان با مشکل چاقی و دیابت روبهرو نیست، شاید بد نباشد برای داشتن زندگی سالم نکاتی از سبک زندگی آنها بیاموزیم.
با توجه به اینکه آب ٪۷۰ بدن را تشکیل میدهد بنابراین، برای سرحال و سرپا نگه داشتن بدن جهت انجام درست کارها به آن نیاز داریم. زمانی که آب مورد نیاز بدن به قدر کافی تأمین نشود عواقب طولانیمدت و کوتاهمدتی برای سلامتی در پی خواهد داشت.
نرسیدن آب کافی به بدن در طولانیمدت ممکن است به رماتیسم مفصلی، میگرن، گلودرد، ورم مخاط روده بزرگ، سوءِهاضمه، فشارخون بالا، چاقی، بواسیر (بیماری مقعدی)، سرطان سینه، سل ریوی، سنگ کلیه، سینوزیت و سرطان رحم منجر شود. نوشیدن آب بعد از بیدار شدن و در طی روز، به بدن کمک میکند از این بیماریها دور بماند.
آبدرمانی روشی اثبات شده برای درمان اختلالات بدن، اختلالات قاعدگی و ناراحتیهای مزمن چشمی است. همچنین، بعد از دنبال کردن آبدرمانی شما در تمام طول روز احساس سرزندگی و سلامتی خواهید داشت.
شهرزاد
شهرزاد بعد ۲۸ هفته تمام شد. همهی آنهایی که از روز اول پخش شهرزاد، دوشنبهها برایشان اهمیت ویژهای پیدا کرد، در مجموع ۱۱۲هزار تومان بابت آن هزینه کردند و خودشان هم خوب میدانند که جنس درجهی پایین و بیکیفیتی توی سبد خریدشان نرفته. شهرزاد فیلم محترمی است و همهی آنهایی که تمام دوشنبهها آن را دنبال کردهاند، به اهمیت این مسئله واقفهستند. یادداشتهای بچههای همشهری جوان را دربارهی پدیدهی شهرزاد بخوانید.
اینکه خودت را عادت بدهی ماهها به طور مرتب به فروشگاه یا سوپر محله مراجعه کنی و از جیبات هزینه کنی تا از تعقیب یک سریال جا نمانی، پدیدهی عجیبی است که تا حالا کمتر دربارهی تولیدات شبکهی خانگی اتفاق افتاده اما دربارهی سریال شهرزاد ماجرا جور دیگری بود. اشتیاق به دنبال کردن این سریال وقتی اهمیت پیدا میکند که به تعداد بالای شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای در دسترس خانوادهها توجه کنیم؛ رقیبانی که یا در بستر دولتی حمایت میشوند یا شرکتهای پولدار فیلمسازی پشتوانهشان هستند. این را بگذارید کنار اینکه محتوای شهرزاد در رقابت با محصولات مشابهاش در شبکهی خانگی اصلا شباهتی با قالب اصلی آنها ندارد و سراغ ژانری سخت رفته که در بستر تاریخی روایت میشود، نه محتوای طنز و سرگرمکننده که در بسیاری از محصولات این روزهای شبکهی خانگی مطلوبیت بیشتری برای تهیهکنندهها دارد. واقعا دلایل موفقیت شهرزاد چه بود که این همه مورد توجه قرار گرفت؟ شاید غیر از داستان جذاب این سریال، اولین چیزی که باید به آن اشاره کرد، احترام شهرزاد به مخاطبان است. شهرزاد برای مخاطباش کم نگذاشت. از نظر من در هیچ یک از قسمتهای این سریال شاهد افت داستان نبودیم. آب بستنهای معمول به برخی سریالهای تلویزیونی یا محصولات شبکهی نمایش خانگی، این وجه برتری شهرزاد را برای بیننده برجسته میکند. شهرزاد یک سریال محترم بود. دیگر اینکه شهرزاد یک «محترم منظم» بود. به هر حال این مهم است که اگر محصولی رضایت مخاطب را کسب میکند و قصد دارد او را دنبال خود بکشاند، مخاطب را سر کار نگذارد و به بازهی انتشارش وفادار باشد. یادمان نمیرود سریالهای پرسروصدایی که نهایتا بیخداحافظی از مخاطبان به کار خود پایان دادند. شهرزاد منظم بود و دوشنبههای خوبی برای خانوادهها رقم زد. ای کاش رسانهی ملی قدر این داشتههای محترم را بداند....
جشن «پوریم» یکی از سنتهای قدیمی قوم یهود است که در دهههای اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است.
این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار میشود،
در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون دهها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را میطلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز میزند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط میکند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف میکردند و این استنکاف موجب شده بود که «هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتابهای خود میگویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمیشود، او و اتباعش مورد غضبهامان قرار گرفته و تهدید به مرگ میشوند.
یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره میاندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی میکنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.
استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد
فاحشهگری حلال در یهودیت
شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را میبیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران میشود و با نقشههای «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار میکند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم میکند.
ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه
در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد
نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)
یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی میشوند و البته آنان در برخی کتب خود آوردهاند که هامان در نزد مردخای توبه کرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را میدهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77 هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقلها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.
از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.
![]() |
عید پوریم 2012
تل آویو - بیت المقدس
اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.
واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان
![]() | |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() |
![]() | |
![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
پیامبری که از نو باید شناخت
ایوان کسرا شکافت، آتشکده فارس خاموش شد، دریاچه ساوه خشکید، خدایان سنگ و چوب عرب سرنگون شدند. نوری به آسمان بلند شد که تا فرسنگها آنطرفتر دیده شد. انوشیروان و موبدان خوابهای وحشتناک دیدند... و محمد(ص) به دنیا آمد. این مولود بارها و بارها در کتب آسمانی قبلی بشارت داده شده بود. به همین دلیل اقوامی از یهود و نصارا دشواری زندگی در ریگزارهای عربستان را به جان خریدند تا در زمان بعثت پیامبر آخرین، از اعوان و انصارش باشند. البته از کسی پوشیده نماند که شیطان نفس این اقوام اجازه نداد پیامبر(ص) را تصدیق کنند و سختترین دشمنیها را به او روا داشتند. اما حقیقتی هست و آن اینکه با پشت کردن به خورشید نمیتوان نور آن را انکار کرد، کافیاست فقط چشمها باز باشد. محمد(ص) پیامبری است که هر بار باید از نو شناختهشود و بعید به نظر میرسد این شناخت هیچ وقت به کمال برسد.
بعضی آدمها مثل خاک می مونن تا براشون نمیری
هیچوقت تو دلشون جانمی گیری ...
بعضی هاشونم اینقدر صبر می کنن ۷۰ ، ۸۰ سال تا خودت بمیری
تا یه جایی تو دلشون پیدا کنی ...
شاید بخت با ما یار نبود و زودتر ازینها تو دل برو شدیم ..
همیشه که ادمها به مرگ طبیعی تو دل کسی نمی رن که ...
شاید بارها و بارها در این زمینه صحبتهای مختلفی انجام شده باشد، اما می شود اینگونه نتیجه گرفت که دوستی این دو جنس کاملاً اشتباه یا کاملاً صحیح است؟! |
پیآمدهای اجتماعی روابط ناسالم نخستین
ثمره روابط ناسالم بین دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، ایجاد
روحیه بیاعتمادی نسبت به همسر آینده است و این ذهنیت آزار دهنده در او
شکل میگیرد که آیا او پیش از این، چنین رابطهای را تجربه کرده است یا
خیر؟ در ضمن، این بیاعتمادی و شک هیچگاه او را رها نمیکند و سرانجام،
بنیان مستحکم خانواده را به مخاطره میاندازد.
بنابر آخرین تحقیقات،
افرادی که پیش از ازدواج چنین روابطی با هم داشتهاند، پس از ازدواج نیز
در حل مشکلات خود عاجزند؛ چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند.
افزون بر این، دوستیهای ناسالم موجب میشود دختر و پسر به صورت ابزاری
درآیند که هر روز تغییراتی در آرایش، پوشش و حرکات و رفتارشان بدهند که
این، چیزی جز سرگرم شدن به کارهای بیارزش و دوری از هدف اصلی، یعنی شناخت
خود و شکوفایی خلاقیتها و بازماندن از قله کمال نیست. صاحب نظران در این
باره میگویند:
«اساساً کسانی که به دنبال دوست از جنس مخالف هستند، بیشتر به دنبال تأمین نیازهای بدنی خود هستند و این باعث عدم رشد آنهاست».
غرق شدن در عشقهای کاذب و دوستیهای ناشایست، فرجامی جز دوری از معنویت و بیزاری از فرهنگ خودی و گرایش به فرهنگ بیگانه ندارد.
اللهم عجل لولیک الفرج
خبر آمد خبری در راه است ...
این عید بزرگ رو به همه تبریک میگم ..
شکفتن , آرزو , لبخند , جمعه
جهان گر چه آکندند , جمعه
گذشت و باز هم باران نبارید
تحمل تا به کی, تا چند جمعه
شاید این جمعه بیاید ... شاید
مهدی جان سلام .. نمی دونم میدونی یا نه که چشم انتظار بودن چقدر سخته اما این سختی وقتی شیرین می شود که می بینی همه جهان در انتظار توست ..
مهدی جان کجایی که ما رو برهانی از بند ملامت ... کجایی که ما رو آزاد کنی از دست این زندگی که سرتاسرش نفرین و درده .. کجایی که جانم به قربانت .. خسته ام .. خسته از همه کس از همه چیز میدونم میدونی و اما قول بده زود بیایی که فردا دیر است .
نمی خوام نبینمت و بمیرم .. بیا و جهان رو از این همه ظلم و ستم که به انسانها روا می کنند نجات بده .. بیا ... بی تو غمگینم من ..
می بینی مردم چقدر دوستت دارن .. می بینی شهرمون چه حال و هوایی پیدا کرده .. همه خوشحالن در جنب و جوشن .. هر کی برای محله و کوچه خودش داره آذین می بنده .. همه شهر نورانی شده .. پس کجایی .. چرا نمیایی ؟
بیا و این چهرهای خندان رو بر ای همیشه خندان نگه دار ..
اللهم عجل لولیک الفرج
احادیثی درباره روز نیمه شعبان :
امام رضا علیه السلام : امیر المؤمنین علیه السلام سه شب را نمى خوابید : شب بیست و سوم ماه رمضان ، شب عید فطر و شب نیمه ماه شعبان ؛ در این شبها ، روزیها تقسیم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد ، تعیین مى شود .
حضرت رضا (علیه السلام) فرمود : شب نیمه شعبان جمع زیادى از دوزخ آزاد گردند و گناهان بزرگ بخشوده شود ، در ان شب بذکر خدا و استغفار و دعا بپردازید که دعا در آن مستجابست.
برای ظهور اقا امام زمان (عج) بخوانید پنج مرتبه دعای اللهم عجل لولیک الفرج ...
هزاران بار ترسیدم ...
اما همیشه راهی بود که فرار کنم.
اما این بار بار آخرست . می خواهم نترسم
سلام به دوستان خوبم
وبلاگم تا 25 یا 26 اردیبهشت به علت شروع نمایشگاه کتاب تهران شاید به روز نشه ...
اگه خواستین یه سری به نمایشگاه بزنین ... شاید تونستیم همدیگه رو ملاقات کنیم..
براتون خبرهای جدیدی رو میارم...
البته کفش های آهنی و پاهای پرتوان با خودتون بیارید ... صدرصد بدردتون میخوره ..
تا بعد
یاحق
شماره 255 مجله همشهری جوان
امروز برای خرید مجله که بعد از تعطیلات عید خیلی منتظرش بودم رفتم کنار باجه روزنامه فروشی ..آره حدسم درست بود .. طرح جلد رو میگم ... انتخاب خوبی بود .. هم طرح جلد و هم نتایج نهایی بچه های تحریریه که سریال چهاردیواری رو با 18 رآی جزو بهترین سریالهای نوروزی برگزیده بودند...
اما نکته قابل توجه مجله در سال 89 تغییر قیمت و گران شدن 100 تومانی مجله بود که از 400 تومان به 500 تومان رسیده بود که سردبیر محترم مجله با عنوان " و سرانجام گران شدیم ! " سر صحبت را باز کرد و خبر از تغییر و دوری از عادت های کهنه باز کرد .. او این 100 تومان گرانی را به بهار و تغییر بزرگ طبیعت ربط داد و در ادامه فرمودند که با 500 تومان چی می شود خرید؟
خب واقعا با 500 تومان چی میشه خرید؟
یک لیتر و خرده ای بنزین ؟ یک عدد نان سنگک ؟ کرایه تاکسی انقلاب تا میدان امام حسین (ع) ؟ نوشابه قوطا ای؟ چی؟
اما سردبیر محترم باید فکر بچه شهرستانی رو هم می کردند که نان سنگک آنجا 300 تومانه و کرایه ها ی تاکسی نسبت به تهران ارزانتره و ...
به نظر شما با 1000 تومان چی میشه خرید ؟
3 تا پفک و چیپس ؟ 4 تا نون بربری ؟ 5 تا نوشابه ی شیشه ای ؟ کرایه تاکسی تهرانسر تا میدان امام حسین (ع) ؟ چی ؟
این که نشد یه پاسخ منطقی به گران شدن مجله ... ما دوستداران مجله موافق گران شدن مجله هستیم و مشکلی هم نداریم اما امیدواریم که همونطور که سردبیر محترم فرمودن تغییرات اساسی رو هم در مجله ببینیم.. من هم یه پیشنهاد دارم تا کاغذ مجله وضعیتش بهتر بشه و این در شآن یک مجله جوان پسند نیست ..
تو این شماره یه مطلب جالب هم داشت اون هم شرکت کردن داریوش فرضایی ( عمو پورنگ ) در مسابقه وبلاگ نویسی گروه مجلات همشهری بود که منم تعجب کردم ...و دوستانی که در مسابقه شرکت نکردند لذت رقابت با یک حریف قدر رو از دست دادن..
هنوز ما منتظریم تا ببینم این مسابقه بالاخره نتایجش چی میشه ؟
و مهمترین تغییر این شماره صفحه روزها بود که به کسانی تعلق داشت که به دیار باقی شتافته بودند که در نوع خودش جالب و جمع و جور بود ..
روز شماری می کنم که بیایی ... هر چند ...
پیراهن آبی که پیش از سفر به تن ات بود ... روزی تنها یکبار می بویم.
سلام همشهری جوان .. خوبی
چه خبرا؟ میدونم که خیلی برام خبر داری و همین خوشحالم میکنه که تنها نیستم.
امروز پنجمین سال انتشارت رو جشن میگیریم .
خوشحالم که زنده بودم و پنج سالگیت رو هم دیدم ..چه زود گذشت ... یادم میاد روزهایی که هنوز پا نگرفته بودی و روی پیش خون روزنامه فروشی ها میموندی و باد میکردی مثل مجلات زردی که همراهیت میکردند .. آره زود گذشت .. اما تو پر پرواز داشتی و به همه کنار دستی هات نشون دادی که میتونی پرواز کنی .. پله به پله ... رفتی و رفتی تا جایی که یه موقع هایی دیده نمی شدی و نایاب و کمیاب می شدی ... خیلی می گشتم دنبالت تا هفته پیش روم رو به بطالت نگذرونم اما نمی شد تو دیگه مهم شده بودی و معروف ... همین بازم خوشحالم میکرد که داری یه جای دیگه خونده میشی ... اما این ارضام نمی کرد دست از تلاش بر نمی داشتم همه جا رو زیرو میکردم ..نبودی که نبودی ... خوب دیگه باید شماره جدیدت رو می گرفتم اما هنوز یادم نرفته بودی ... دوستت داشتم و تو هم سنگ تموم میگذاشتی ... اما همیشه یه چیزی ناراحتم میکرد که چرا مجله دوست داشتنی من یک سایت نداره که امیدوارم در این زمینه هم شروع به کار بشید ..
همشهری جوان همه موفقیت خودش رو به نویسندگانی مدیونه که تمام تلاششون برای پیشرفت این مجله به کار گرفتن و نتیجه این همه تلاش و همت رو گرفتن .. امروز مجله مخاطبان زیادی رو بین اقشار مختلف جامعه پیدا کرده و هرروز هم به این مخاطبان افزوده میشه ... از بچه های 8 , 9 ساله گرفته تا پدر بزرگها و مادر بزرگ های 80 , 90 ساله ... دیگه پا گرفتی ... وظیفه ات سنگین تر شده و میدونم با برو بچه های قوی و دانایی که داری بازهم روزهای روشن تری رو پیش رو داری.
پنج سال گذشت ...
من بودم و تنهایی یک سر گذشت ...
پنج سال گذشت ...
تو آمدی با طرحی نو در سر گذشت ...
پنج سال گذشت ...
من دیدمت , خواندمت , آن روز گذشت ...
پنج سال گذشت ...
مطالبت بر دل نشست ...
پنج سال گذشت ...
برای من به شادی , امروز و فرداشم گذشت ...
پنج سال گذشت ...
توماندی و من خواندم , این هم گذشت ...
پنج سال گذشت ...
هفته به هفته , ماه به ماه , عاشقانت شدن به راه ...
پنج سال گذشت ...
هر کی تو این سر گذشت داشت به دنبالت می گشت ...
پنج سال گذشت ...
تو دلامون نشستی ... برا خودت هر جا که بود میشستی ...
پنج سال گذشت ...
ممنون که درکنارمون هر جا بودیم میشستی ...
پنج سال گذشت ...
مبارکه ... مجلتون هنوز برام تکه تکه ...
برای شرکت در مسابقه همشهری جوان عجله کنید .. وقت تنگ است.
بشتابید .. بشتابید
فرصت را از دست ندهید
فقط تا 28 بهمن ماه فرصت دارید
ایِِن ماه حواستان را جمع کنید
علاقمندان به مجله همشهری جوان بشتابید در مسابقه وبلاگ نویسی گروه مجلات همشهری شرکت کنید ... تا دیر نشده عجله کنید.
قبل از همه چیز اگه وبلاگ دارید یه پست جدید درباره یکی از مجله های همشهری بنویسیدو بعد در پستتان یه لینک هم به یکی از صفحات سایت گروه مجلات همشهری بدید و در آخر هم یه پیامک به شماره 3000999 بزنید و آدرس وبلاگتون رو برای شرکت در مسابقه بفرستید در اینجا هم می توانید ثبت کنید و اگر هم وبلاگ ندارید که سریع السیر یکی بسازید و توی این مسابقه که جوایز نفیسی هم داره شرکت کنید. اگه نقدی , تشکری , حرفی , حدیثی , نکته ای , پیشنهادی و ... دارید توی وبلاگتون بنویسید و ثبت نام کنید.
بی هدف شدن یارانه ها و سر در گم شدن مردم
خوشه چندی ؟ سئوالی که این روزها معمول شده ..تا بهم میرسیم به جای سلام و علیک ناخداگاه به زبان میاد ..
ما که از هرکی پرسیدیم که شما تو این دسته بندی ها توی کدوم خوشه قرار گرفتید ۹۹٪ گفتند که در خوشه ۳ قرار دارن ... این پرسش هم از ادمهای متوسط جامعه و کم درآمد بعمل اومد که نتیجه یکسانی داشت و ژیامک ها هم این رو ثابت میکرد ..
هنوز اطلاعاتی در دسترس نیست که بر چه مبنایی تقسیم بندی شدن خانوارها ..
ما که موندیم که چی بی چیه ... اگه شما چیزی میدونید بگید تا بقیه هم سر دربیارن.
تا خبر بعدی