چرا برای یکبار هم که شده امتحان نمی کنید ؟


اضطراب و دلهره سراسر « مدینه » را فراگرفته بود . یاران پیامبر با دیدگانی اشکبار ، و دلهائی آکنده از اندوه دور خانه پیامبر گرد آمده بودند ، تا از سرانجام بیماری پیامبر آگاه شوند . گزارشهائی که از داخل خانه به بیرون میرسید ، از وخامت وضع مزاجی آن حضرت حکایت میکرد ؛ و هر نوع امید به بهبودی را از بین میبرد و مطمئن میساخت که جز ساعاتی چند ، از آخرین شعلههای نشاط زندگی پیامبر باقی نمانده است .
گروهی از یاران آن حضرت علاقمند بودند که از نزدیک رهبر عالیقدر خود را زیارت کنند ، ولی وخامت وضع پیامبر اجازه نمیداد در اطاقی که وی در آن بستری گردیده بود ؛ جز اهل بیت وی ، کسی رفت و آمد کند .
دختر گرامی و یگانه یادگار پیامبر ، فاطمه ( علیها السلام ) ، در کنار بستر پدر نشسته بود ، و بر چهره نورانی او نظاره میکرد . او مشاهده مینمود که عرق مرگ ، بسان دانههای مروارید ، از پیشانی و صورت پدرش سرازیر میگردد . زهرا ( علیها السلام ) ، با قلبی فشرده و دیدگانی پر از اشک و گلوی گرفته ، شعر زیر را که از سرودههای ابوطالب درباره پیامبر عالیقدر بود ، زمزمه میکرد و میگفت :
وابیض یستسقی الغمام به وجهه * * * ثمال ایتامی عصمة للارامل :
چهره روشنی که به احترام آن ، باران از ابر درخواست میشود ، شخصیتی که پناهگاه یتیمان و نگهبان بیوه زنان است .
در این هنگام ، پیامبر دیدگان خود را گشود ، و با صدای آهسته به دختر خود فرمود : این شعری است که ابوطالب درباره من سروده است ؛ ولی شایسته است به جای آن ، آیه زیر را تلاوت نمایید :
«وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللهُ الشّاکِرِینَ» ؛
« محمد پیامبر خدا است و پیش از او پیامبرانی آمدهاند و رفتهاند . آیا هرگاه او فوت کند و یا کشته شود ، به آئین گذشتگان خود باز میگردید ؟ هرکس به آئین گذشتگان خود بازگردد خدا را ضرر نمیرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد . »
ادامه مطلب ...
تکه های صابون
جالب بود برام این اختراع به ظاهر ساده ولی کاملا اقتصادی و مفید ...
حتما برای شما هم پیش آمده که موقع استحمام ، صابون به دلیل لغزنده بودن از دست شما لیز بخورد. از طرف دیگر زمانی که صابون خیلی نازک و کم حجم می شود دیگر نمی توان از آن به خوبی استفاده کرده و دور ریزی دارد.
اما طرحی که ما در اینجا به شما نشان خواهیم داد می تواند تمام این مشکلات را حل کرده و از دور ریزی آن که صرفه اقتصادی هم دارد جلوگیری کند.

تکه های صابون یا Soap Flakes نام طرح ابتکاریست که برای خرد کردن صابون ساخته شده ، آن را در دو مدل ( که یکی به صورت ثابت بر روی دیوار و دیگری به صورت دستی ) طراحی کرده است..
این وسیله می تواند موقع استحمام بسیار کاربردی عمل کرده و از دور ریزی صابون جلوگیری کند.


در امتحان پایان ترم دانشکده پرستاری، استاد ما سوال عجیبی مطرح کرده بود. من دانشجوی زرنگی بودم و داشتم به سوالات به راحتی جواب می دادم تا به آخرین سوال رسیدم،
نام کوچک خانم نظافتچی دانشکده چیست؟
سوال به نظرم خنده دار می آمد. در طول چهار سال گذشته، من چندین بار این خانم را دیده بودم. ولی نام او چه بود؟!
من کاغذ را تحویل دادم، در حالی که آخرین سوال امتحان بی جواب مانده بود.
پیش از پایان آخرین جلسه، یکی از دانشجویان از استاد پرسید: استاد، منظور شما از طرح آن سوال عجیب چه بود؟
استاد جواب داد: در این حرفه شما افراد زیادی را خواهید دید. همه آنها
شایسته توجه و مراقبت شما هستند، بـاید آنها را بشناسید و به آنهـا محبت
کنید حتـی اگر این محبت فقط یک لبخنـد یا یک سلام دادن ساده باشد.
من هرگز آن درس را فراموش نخواهم کرد!

ایران کشوری است که:
دارای بزرگترین جمعیت پناهندگان خارجی (افغانی و عراقی ) است.
بزرگترین بانکداری اسلامی را در جهان دارد.
بیشترین نسبت ثبت نام کنندگان زن به مرد در مدارس( به ازای هر مرد، ۱/۲۲۳ زن محصل ) را در جهان دارد.
بیشترین کثرت منابع را در جهان دارد.
بالاترین نرخ ذخیره نفتی نسبت به تولید کل را در جهان دارد.
بیشترین تعداد زلزله های مرگبار را در جهان دارد.
بیشترین تعداد زمین لرزه بزرگ را در جهان دارد.
بیشترین شدت تابش منابع طبیعی را در جهان دارد.
دارای گرمترین نقطه ی زمین است.
دارای ارزان ترین پایتخت جهان است.
دارای بزرگترین منبع اکتشافی نفت در تاریخ است.
دارای بیشترین ضریب نفوذ مواد مخدر است.
دارای بیشترین درصد کودکان یک ساله که علیه دیفتری، سیاه سرفه و کزاز واکسینه می شوند، است.
دارای بیشترین درصد کودکان یک ساله که علیه هپاتیت ب واکسینه می شوند، است.
دارای بیشترین درصد کودکان یک ساله که علیه سرخک واکسینه می شوند، است.
دارای بیشترین درصد کودکان یک ساله که علیه بیماری فلج اطفال واکسینه می شوند، است.
دارای بیشترین درصد کودکان یک ساله که علیه مرض سل واکسینه می شوند، است.
دارای بیشترین درصد حمایت مالی دولت برای انجام واکسیناسیون، است.
دارای بیشترین درجه انتظار برای از دست دادن سالهای سالم بودگی در هنگام زایمان(برای زنان)، است.
دارای بیشترین آلودگی شهری بر اثر دی اکسید گوگرد ، است.
قدیمی ترین کشور بر کره ی زمین است.
قدیمی ترین آب انبار مصنوعی را در جهان دارد.
دارای بزرگترین مجموعه جواهرات از پادشاهان است.
دارای بیشترین تکثر در تعداد پایتخت ها (در گذشته) است.
دارای بیشترین دقت در استفاده از تقویم خورشیدی است.
دارای بزرگترین امپراتوریهای باستان است.
دارای بیشترین امپراتوری ها بر اساس درصد جمعیت جهانی است.
بیشترین مدت زمان حکمرانی امپراطوری ها را در جهان دارد.
بزرگترین تولید کننده تابلو فرش های دستباف است.
دارای بزرگترین ذخایر روی است.
بیشترین تاثیر پذیری از جنگ های شیمیایی و بیولوژیکی را در جهان دارد.
بیشترین درصد شیعه از کل جمعیت را در جهان دارد.
بیشترین تعداد شیعه در یک کشور را در جهان دارد.
بالاترین نرخ توسعه علم و صنعت را در جهان دارد.
و بالاخره بیشترین نرخ فرار مغز ها را در جهان دارد.
نمونه های ارسالی دوستان :
بیشترین تعدادی که افراد از اینترنت دایال آپ استفاده می کنن!
بیشترین مصوبه ها.....(اخبار می گفت ۳۱۰ تا مصوبه واسه گیلان داشتیم)
بیشترین تعداد سیاستمدار. هرکی برای خودش یه پا سیاستمداره.
ایران بزرگترین تولید کننده زعفرانم هست .منبع : کافه میکس
اربعین را به همه دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم

اربعین از رازهای هستی، خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نیست. البته چه بسا، با توجه به ویژگى هاى انسان، «چهل بار» تکرار یک رفتار پسندیده موجب ملکه معنوى و تعمیق آن رفتار و قابلیت نزول فیض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از این نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند میکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «... و اذا واعدنا موسی اربعین لیله »
پیامبر حکیم (ص) فرمود:
« من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه»: هر کس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حکمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین شیرازی نیز گفته است: "و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست." چنانکه در حدیث صحیح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک.
و خواجه علیه السلام ظهور چشمه های حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعین صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به اربعین صباحا کرد و از این نوع بسیار است."

این سایت نام خود را از سخنرانی مشهور جان اف کندی در سال ۱۹۶۲ در دانشگاه رایس (Rice) گرفته است، «ما ماه را انتخاب می کنیم» یک نمایشگاه تعاملی از تاریخ فضانوردی سازمان فضایی ناسا می باشد که به شما این امکان می دهد با ماموریت آپولو ۱۱ (ماموریت فرود روی ماه) مرحله به مرحله آشنا شوید. هر مرحله دارای یک ماموریت با ظاهر گرافیکی، و نیز اصواتی واقعی از ادوات کنترل ماموریت و صدای خود فضانوردان فضاپیماست. اگر عاشق فضا و فضانوردی باشید و هنوز سایت WeChooseTheMoon را بازدید نکرده اید، باید همه کارهایتان را رها کنید و به دیدن این سایت بروید!

سایت فوق که برای کمک به فروش محصولات غذایی شرکتDoritos راه اندازی شده، با بازیHotel626 قطعا یک بازی غیر مربوط به میان وعده های غذایی و به سخن بهتر بازی معمایی ترسناک را پیش روی شما قرار می دهد، جایی که شما را برای فرار از یک هتل خالی از سکنه به چالش کشیده و راهی جز حل معماها برای اجتناب از مرگ نا به هنگام نخواهید داشت. پازل ها اگر چه به پای هیجان بازی های ماجراجویی معروف نمی رسند، اما بازی در نگاه کلی چشمگیر و ارزشمند است، و برای این ادعا همین بس که در طول بازی گیم پلی از عناصری مانند وب کم ، میکروفون ، و حتی تلفن همراه شما استفاده می کند!
یک نکته: شما می توانید بازی را فقط در شب بازی کنید. (اگر از کاربران اب زیر کاه باشید، ممکن است سعی کنید برای دور زدن این قانون ساعت سیستم خود را به زمانی بعد از ۶:۰۰ بعداز ظهر جلو بکشید تا بتوانید بازی کنید!)

تا به حال شده به رهبری یک گروه فرانسوی ارکست سبک تریپ هاپ (trip-hop) برای اجرای یک موسیقی سبک جدید فکر کنید؟
(trip-hop سبکی از موسیقی ملایم است که عناصر ژانر هیپ هاپ را با آهنگی اغلب تائیر گذار و ترانه ترکیب می کند.)
صبر کنید ، لطفا، بیشتر از این به ذهن خود فشار نیاورید. بهتر است سایت Incredibox را بررسی کنید که از یک برنامه تحت وب ایجاد کننده موسیقی زیبای سبک فوق برخوردار است، که به شما این امکان را می دهدکه ترانه دلخواه خود را با کلیک کردن و کشیدن بخش های مختلف یک صف از کاریکاتور فرانسوی ها مثلا نوازنده و ترتیب دادن آنها ایجاد کنید.
خوب ، راستش توضیحش کمی سخت است، پس فقط آن را امتحان کنید تا خودتان بفهمید
داستان خانه Dionaea مثالی خوبیست از hyperfiction ، یعنی داستانی که با بیش از یک روایت در طول خط داستان مواجهیم (تصمیم خواننده به انتخاب برخی گزینه ها در حین مطالعه داستان سبب تغییر در روند خط داستان می شود) . این نوع داستان ها کمی شبیه به بازی های مبتنی بر واقعیت مجازی است منتها با عنصر «مشارکت خواننده»، “خواندن” قصه خانه دایانا شامل دنبال کردن تعدادی موضوعات در وبلاگ های مختلف و در نظرات می شود. به شما در مورد اینکه خانه دایانا واقعا در مودر چیست چیزی نمی گوییم زیرا دانستن آن از بخش های سرگرم کننده است و خودتان باید به ایم موضوع پی ببرید.

قدیمی تر از خانه دایانا، و با ساختاری کمتر پیچیده از آن، سایت «صفحه غارنوردی تد» هست که به عنوان مثال به طرز حیرت اوری نمونه ای جذاب از چگونه داستان پردازی در فضای تعاملی اینترنت می باشد. مانند مثال قبلی ، هر چه در مورد تجربه تد در غار کمتر به شما بگوییم برایتان بهتر است، اما اجازه دهید فقط بگوییم کسانی که از تنها بودن در یک محل یا از تاریکی می ترسند بهتر است از بازدید از این مکان و قرار گرفتن در این حال و هوا چشم پوشی کنند.

وقتی بچه بودید، آیا هرگز ۲۰ سوالی بازی کرده اید؟ می دانید، در این بازی به یک فرد ، محل ، و یا شیئی فکر می کنید، و سپس دوستان باید از شما ۲۰ سوال بپرسند و (شما فقط مجازید با بله یا خیر جواب دهید) تا بتوانند حدس بزنند مورد سوال چه بوده است. خب ، به نظر می رسد که ۲۰ سوالی هم یکی از آن بازی های معروف مانند شطرنج یا اُتلو باشد که بهتر است با کامپیوتر بازی کنید.
به یک شخصیت دلخواه فکر کنید، از بازیگر فیلم و تلویزیون گرفته، تا یک شخصیت در بازی های رایانه ای… فقط فکر کنید. سپس به سوالاتی که غول چراغ برای حدس زدن ذهن شما می پرسدبا توجه به گزینه های پیش رو به بهترین نحو پاسخ دهید. هیچ تضمینی وجود ندارد که او بتواند ذهن شما را بخواند، اما ما فکر می کنم برخی مواقع می تواند شما را شگفت زده کند. امتحان کنید!

آیا ماوس ریانه شما چرخ اسکرول روی خود دارد؟ بهتر است داشته باشد. (و کمی جد تر از شما می پرسیم، اگر ماوس شما چرخ اسکرول ندارد در چه دهه ای زندگی می کنید؟!) دلیل این سوال این است که بازی Record Tripping واقعا جالب است، و با یک بازی مبتکرانه که نیازمند جفت اسکرول برای حل پازل ها ، ضبط خراش، و انجام آلیس در سرزمین عجایب هست مواجهید. کل بازی تنها با حرکت چرخ اسکرول و دکمه سمت چپ ماوس انجام میشود ، بنابراین با فرض اینکه روی ماوس خود هر دو را دارید که حتما دارید، سری به سایت برای یک سرگرمی متفاوت بزنید!

مطمئنا، در نگاه اول بررسی State of the Union برای وقت کشی بعد از ظهر کمی کسل کننده به نظر برسد، اما این دقیقا همان کاری است که انجام می دهیم: گذارن وقت، با داده های تصویری، تجزیه و تحلیل آماری، و متون قابل جستجو هر آدرس مجزا. تاریخ و سیاست برای یک کاربر رایانه هیچ وقت این اندازه اعتیاد آور نبوده است.

این سایت برگرفته از یک آزمایش آزمایشگاه رسانه ای دانشگاه ام آی تی می باشد؛ Personas نام و نام خانوادگی شما را می گیرد، سپس با جستجو در اینترنت یک تصویر مرکب از آنچه فکر می کند شبیه شما باشد، بر اساس اطلاعاتی که در مورد افرادی که نام شبیه شما دارند به شما نشان می دهد. البته ، به جز حالتی که نام شما به طور کامل منحصر به فرد باشد، اطلاعات را از افراد بسیاری دیگر به جای خودتان مشاهده می کنید ، اما این نقطه منفی بزرگی از این برنامه خارق العاده نیست.

اجازه ندهید که زبان اسپانیایی این سایت شما را از لذت بردن دور کند، لازم نیست برای قدردانی از موسیقی و تصاویری موجود در اینجا یک کلمه هم به آن زبان صحبت کنید. حتی اگر بخواهید در این سایت نیز دقیق شوید، ملودیهای شعرگونه مشکل شما نخواهد بود، کافیست به این سایت مراجعه کنید تا بفهمید چگونه مکان نمای ماوس شما اثراتی “جوهر گونه” را که منعکس کننده شعر این ترانه زیباست روی صفحه می پراکند تا سرشار از حس هنری شوید.
<

یه مرد قدیمی

هنوز عکس فردین به دیوارشه
هنوز پرسه تو لاله زار کارشه
تو رویاش هنوزم بلیط می خره
میگه این چهارشنبه رو می بره
تو جیباش بلیطای بازندگی
روی شونه هاش کوه ِ این زندگی
حواسش تو سی سال پیش گم شده
دلش زخمی حرف مردم شده
سر کوچه ملی یه مردِ، یه مرد
که سی سال پیش ساعتش یخ زده
نمی دونه دنیا چه رنگی شده
نمی دونه کی رفته کی اومده
سر کوچه ملی یه مردِ، یه مرد
توی پالتوی کهنه عهد بوق
داره عابرا رو نگاه می کنه
که رد میشن از کوچه های شلوغ
هنوز عکس فردین به دیوارشه
خراباتی خوندن هنوز کارشه
یه عالم ترانه تو سینهش داره
قدم هاشو تو لاله زار می شمره
دلش از تئاترهای بسته پره
چشاش از نگاه های خسته پره
هنوز فکر چهارشنبه بردنه
یه عمره که باختاشو رج می زنه
سر کوچه ملی یه مردِ، یه مرد
که سی سال پیش ساعتش یخ زده
نمی دونه دنیا چه رنگی شده
نمی دونه کی رفته کی اومده
سر کوچه ملی یه مردِ، یه مرد
توی پالتوی کهنه عهد بوق
داره عابرا رو نگاه می کنه
که رد میشن از کوچه های شلوغ

شاید بتوانیم از عشق به عنوان قدیمیترین مفهوم بشری یاد کنیم و حتی ممکن است گاهی در حیوانات نیز رفتارهایی ببینیم که بشود آنها را عشق تلقی کرد.
عشق از آن واژههایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کردهاند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح میشود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یکی میدانند، ولی به نظر میرسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلیها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلیها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی لزوما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل میتوانیم بگوییم بین دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.
اصغر فروعالدینعدل، دکترای روانشناسی و خانوادهدرمانگر در این باره میگوید: عشق؛ احساس یا هیجان مثبتی است که اگر انسان تجربهاش کرده باشد، آن را دوست دارد. انسانها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت میبرند، چرا که هیجان عشق خوشایند است. برخی عشق را یک پدیده ناسالم میدانند و فکر میکنند این مقوله فرا رفتن یا خارج شدن از هنجارهاست، اما باید گفت که هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم. انسانها دوست ندارند تنها باشند و این حس انسان را از تنهایی میرهاند، چرا که تنهایی احساس ناامنی به ما میدهد، ولی با کسی بودن و حتی فکر با کسی بودن به ما آرامش میدهد. نیاز به صمیمیت و ارضای نیازهای عاطفی ما را به سمت ارتباط با افراد میکشاند.
عدل میافزاید:
بخش روانی انسان از تفکر و هیجان و رفتار تشکیل شده است و در عشق این سه با
هم به شکل پیچیدهای ترکیب شدهاند و کار میکنند. هم جنبههای شناختی و
فکری و هم جنبههای هیجانی و هم ابعاد رفتاری عشق بشدت این سه حوزه را
درگیر میکند و زندگی ما را تحتتاثیر قرار میدهد.
ما وقتی میتوانیم عاشق شویم که با احساسهای خودشیفتگی و
خودفریفتگیمان کنار بیاییم و بر آنها غلبه کنیم تا بتوانیم به کسی فکر
کنیم و او را وارد زندگی خود کنیم. اگر میخواهیم عشق سالم داشته باشیم
باید بتوانیم تنها هم زندگی کنیم. انسانی که میتواند تنها زندگی کند و با
تنهایی خود کنار بیاید، بهتر میتواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر
کسی تنهایی برایش یک فاجعه باشد، ممکن است در رابطه عاشقانهای ناسالم وارد
شود.
دکتر عدل، عشق را قابلیت درونی اهدای بخشی از وجود خود به افراد یا حتی به
عقاید و آرمانها به جای خودخواهی و حفظ همه چیز برای خود میداند. در این
تعریف عشق فراتر از انسانها رفته و ممکن است انسان عاشق یک آرمان یا عقیده
باشد.
جنبههای جذابیت
وقتی صحبت از عشق و دوست داشتن میشود یعنی دو نفر به طرف هم جذب میشوند.
جذب افراد به هم دارای جنبههایی است که هر چه در انسانها بیشتر باشد
احتمال جذب شدن آنها به هم بیشتر خواهد بود.
عدل این جنبهها را اینگونه میشمرد:
اول، جذابیت جسمانی:
دو فرد باید برای هم جذابیت ظاهری داشته باشند که این جذابیت لزوما زیبایی نیست، ممکن است فردی که زیبا نیست به دل فردی بنشیند و به اصطلاح دلنشین باشد. انسانها به افرادی که برایشان جذابیت جسمانی دارند بدون اینکه اطلاعات دیگری از آنها داشته باشند، ویژگیهای مثبتتری را نسبت میدهند و بیشتر به سمت آنها جذب میشوند.
دوم، مجاورت:
انسانهایی که در یک منطقه زندگی میکنند، احتمال اینکه به هم علاقهمند شوند بیشتر است. اشتراک در محل زندگی، محل تحصیل، محل کار با تعداد دیدارها و برخوردها و امکان علاقهمند شدن رابطه مستقیم دارند. البته امروز با وجود اینترنت و... این جنبه تحتتاثیر قرار گرفته است اما با این حال باز هم از جنبههای جذابیت محسوب میشود.
سوم، شباهت:
هرچه انسانها از لحاظ جسمی، عاطفی، اخلاقی، عقیدتی، هوشی، فرهنگی و... شباهتهای زیادی به هم داشته باشند به احتمال بیشتری جذب همدیگر خواهند شد.
جنبههای دیگری نیز نظیر باکفایتی، باهوشی، جایگاه اجتماعی و تحصیلات بالا، طی کردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارتهای شنیدن، محبوبیت و دلنشینی و گاهی متفاوت بودن هم میتواند در جذابیتتاثیر داشته باشد.
شش باشگاه بزرگ که بیشترین پول را برای تبلیغ دریافت میکنند
گرانترین تیشرتهای دنیا
به غیر از بارسلونا که قرارداد 120 میلیون پوندی برای پنج سال با موسسه قطر امضا کرده است سایر باشگاههای اروپایی هم پول بسیار خوبی از طریق پوشیدن پیراهنهای مختلف در میآورند. درآمد سالیانه برابر تبلیغ روی پیراهن به ترتیب عبارتست از:

شرکت طرف قرارداد: Deutsche Telekom، شرکت مخابراتی آلمان
مدت قرارداد: سه سال
مبلغ قرارداد سالیانه: 6/23 میلیون پوند
برند پیراهن: آدیداس
بایرنیها کلا برای زیمنس، اپل، کمودور و ایوکو روی پیراهنشان تبلیغ کردهاند. اسپانسرهای بایرن البته معمولا ارتباط مستقیم به نحوه مالکیت باشگاه دارند.

شرکت طرف قرارداد: AON، شرکت آمریکایی کارگزار بیمه و باربری
مدت قرارداد: چهار سال
مبلغ قرارداد سالیانه: 20 میلیون پوند
برند پیراهن: نایک
منچستر در 40سال گذشته فقط 4برند روی پیراهنش داشته .از 1982 ،شارپ (18سال) وودافون (6سال)شرکت بیمه AIG (4سال )و شرکت AON . دوبرند آخر را گلیزرهای آمریکایی از کشورشان آورده اند و هر دو دوره خودشان پیراهن منچستر را گران ترین پیراهن دنیا کرده اند. قبل از بارسلونا این قرارداد (80 میلیون پوند) بزرگترین قرارداد برای تبلیغ روی پیراهن یک باشگاه بود.

شرکت طرف قرارداد: بانک انگلیسی، Standard Chartered Bank
مدت قرارداد: چهار سال
مبلغ قرارداد سالیانه: 20 میلیون پوند
برند پیراهن: آدیداس
در سال 1979 هیتاچی اولین اسپانسر روی پیراهن یک تیم انگلیسی شد و بعد از آن شرکت هاکروان پینتز و کندی هم روی این پیراهن تبلیغ کردند. نوامبر 2009 لیورپول به تبلیغ کردن برای شرکت کالزبرگ پایان داد. این شرکت که مشروبات الکلی تولید میکرد از سال 1992 توسط لیورپول تبلیغ میشد اما این باشگاه اروپایی با بانک چارتلد قرارداد امضا کرد.

شرکت طرف قرارداد: سایت BWIN
مدت قرارداد: سه سال
مبلغ قرارداد سالیانه: 20میلیون پوند
برند پیراهن: آدیداس
رئال مادرید هم از 30 سال قبل روی پیراهن خود تبلیغ میکرده، البته رئالیها در این 30 سال 9 تبلیغ متفاوت روی پیراهن خود داشتهاند.آنها با شرکت زانوسی تبلیغ کردن را شروع کردند.
بعد برای پارمالات تبلیغ کردند و طی این سالها برای برندهای رنی پیکوت، اوتیسا، تکا، رئال مادرید دات کام، زیمنس موبایل و بنکیو زیمنس تبلیغ کردهاند.

شرکت طرف قرارداد: سامسونگ
مدت قرارداد: سه سال
مبلغ قرارداد سالیانه:10 میلیون پوند
برند پیراهن: آدیداس
از سال 2005 تا امروز چلسی سامسونگ را تبلیغ میکند. این قرارداد در میان پیراهنهای گران اروپایی طولانیترین به حساب میآید. قراردادی که چلسی امضا کرده برایش 40 میلیون پوند درآمد خواهد داشت. چلسی قبل از این برای اوتوگلس، هواپیمایی امارات و کورس هم تبلیغ کرده است.

شرکت طرف قرارداد: هواپیمایی امارات
مدت قرارداد: پنج سال
مبلغ قرارداد سالیانه: 10 میلیون پوند
برند پیراهن: آدیداس
این
قرارداد سال گذشته امضا شده و البته شرطهایی هم برای آن وجود دارد؛ حضور
رونالدینیو و حضور دیوید بکام در سال گذشته و حتی کاپیتانی آمبروسینی به
عنوان کاپیتان اول بعضی از شروط قراردادهای این شرکت هواپیمایی با میلان
بوده است.

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
- چرا دوستم داری؟ واسه چی می گی عاشقمی؟
- دلیلشو نمیدونم …اما واقعا” دوست دارم
- تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟
- من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
- ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
- باشه.. باشه! میگم… چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت...
- دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت. پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون:
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه می تونبی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
یوتیوب، بار دیگر ستارهسازی کرد! «تد ویلیامز»، آدم بیخانمانی است که به واسطه یوتیوب و شبکههای اجتماعی، یکشبه ستاره شده است.
به تازگی یک فیلمبردار با ویلیامز که متولد بروکلین است و در گوشه یک بزرگراه گدایی میکرد، مصاحبه کوتاهی انجام داد.
دیروز این مصاحبه در یوتیوب به ناگهان پربیننده شد، طوری که در عرض تنها ۲ روز، بیش از هشت میلیون و هفتصد هزار نفر این ویدئو را تماشا کردهاند. اگر این ویدئو را ببینید، تصدیق میکنید که صدای ویلیامز از مشهورترین گویندگان رادیو و تلویزیون، چیزی کم ندارد.

مشهور شدن این ویدئو تا حد زیادی مدیون یکی از کاربران Reddit است که بعد از اینکه در رادیوی محلی در مورد این مصاحبه شنید، آن ویدئو را در شبکه اجتماعی Reddit ، داغ کرد.
اما مشهور شدن تد ویلیامز ، منحصر به داغ شدن ویدئویش در یوتیوب نشد، بالافاصله کاربران Reddit و فیلمبردار به این فکر افتادند که از این فرصت استفاده کنند و کاری برای وی دست و پا کنند تا او بتواند روی پاهایش بایستد.
نتیجه این کار آتها شگفتانگیز بود! در عرض یک روز و نیم، به ویلیامز ۷۰ تا ۸۰ کار پیشنهاد شده است. رادیوهای ملی و شوهای معروف تلویزیونی و صاحبان صنایع به او پیشنهاد کار دادهاند، آنها قصد دارند از صدای او برای خواندن متن آگهیها استفاده کنند، حتی خوانندههای هم پیدا شدهاند که به او پیشنهاد کردهاند، تعدادی ترانه را با همراهی هم بخوانند. به علاوه به او پیشنهاد کارتماموقت در چند شبکه رادیویی شده است!
حالا تد ویلیامز آنقدر مشهور شده است که در رادیو و نشریات کاغذی و تلویزیون مرتبا نامش شنیده میشود.
او حتی به شوی معروف تلویزیونی شبکه CBS یعنی Early Show هم رفته است و در آن در مورد زندگی خود و چگونگی گرفتار شدنش به الکل و مخدر هم گفته است. ویلیامز خوشبختانه دو سال است که اعتیاد خود را کنار گذاشته است. او قصد دارد برای دیدار مادر ۹۲ سالهاش بعد از مدتها به بروکلین برود.

اما باشگاه ورزشی معروف کلیولند کاوالییرز و حامی مالیاش Quicken Loans هم به ویلیامز پیشنهاد کار دادهاند و قصد دارند از همان ابتدا مسکنی را هم در اختیار او قرار بدهد.
ده زبان قدیمی جهان که به نگارش در امدند

| خط | تاریخ استفاده (سال قبل از میلاد) | منطقه |
| سومری | ۳۲۰۰ | بین النهرین |
| اکدی | ۲۸۰۰ | بین النهرین |
| مصری | ۲۷۰۰ | آفریقا |
| عیلامی | ۲۲۵۰ | ایران |
| حری | ۲۰۰۰ | بین النهرین |
| لووی | ۱۸۰۰ | ترکیه |
| مینویی | ۱۷۰۰ | یونان |
| هیتی | ۱۶۵۰ | ترکیه |
| کنعانی | ۱۵۰۰ | فلسطین |
| یونانی | ۱۴۰۰ | یونان |
بلکه حتی اسم یک شاه عیلامی رو هم نشنیده اند . همه اسم حمورابی یا بخت النصر یا توت عنخ آمون را شنیده ایم ولی کسی نمی داند که اینشوشینک اول کی بود و چه کرد؟
(شیلهاک اینشوشیناک یکی از شاهان عیلامی در دورهٔ شهرنشینی عیلامیان بود. او در سال ۱۱۶۵ پیش از میلاد٬ به شاهی عیلام رسید و پس از آن به تجهیز سپاه پرداخت و تا ناحیه دیاله نفوذ پیدا کرد و به کرکوک رسید و بابل را محاصره نمود و به غنایم زیادی رسید. در میان این غنایم، لوح سنگی نارامسین و قانون حمورابی به معبد شوش تقدیم شد و سپس همه دره دجله و ساحل خلیج فارس و رشتهکوه زاگرس زیر سلطه او درآمد و همه ایران غربی متحد شده و نخستین شاهنشاهی در تسلط ایلام تشکیل گردید. شیلهاک اینشوشیناک در سال ۱۱۵۱ قبل از میلاد، در اوج شکوه و قدرت ایران درگذشت.)
خط لووی هم قدیمی ترین خط هندواروپایی شناخته شده است .
چینی (1200 سال قبل از میلاد) - فینیقی (1000) - عبری (950) - عربی کهن (800 ) - پارسی هخامنشی (525 ) - لاتین (500)
زبانهایی هم هستند که تازه در قرن بیستم نوشتن را اختراع کردند (!)
مثل زبان بومیان پاپوا گینه نو یا زبان اندبله در آفریقای جنوبی
آخرین این زبان ها (گونیاندی) نام دارد که هنوز حدود 100 نفر از بومیان استرالیا به ان صحبت می کنند و تازه در 1984 تصمیم به نوشتن کردند . گونیاندی را به خط لاتین می نویسند و به بچه هایشان یاد نمی دهند تا منقرض شود !
بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی بودم!
خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید
پلک دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور
زود برخیز عزیز
جامه تنگ در آر
وسراپا به سپیدی تو درآ.
وبه چشمم گفتم:
باورت می شود ای چشم به ره مانده خیس؟
که پس از این همه مدت ز تو دعوت شده است!
چشم خندید و به اشک گفت برو
بعداز این دعوت زیبا به ملاقات نگاه.
و به دستان رهایم گفتم:
کف بر هم بزنید
هر چه غم بود گذشت.
دیگر اندیشه لرزش به خود راه مده!
وقت ان است که آن دست محبت ز تو یادی بکند
خاطرم راگفتم:
زودتر راه بیفت
هر چه باشد بلد راه تویی.
ما که یک عمر در این خانه نشستیم تو تنها رفتی
بغض در راه گلو گفت:
مرحمت کم نشود
گوییا بامن بنشسته دگر کاری نیست.
جای ماندن چو دگر نیست از این جا بروم
پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم
و به لبها گفتم:
خنده ات را بردار
دست در دست تبسم بگذار
و نبینم دیگر
که تو برچیده و خاموش به کنجی باشی
مژده دادم به نگاهم گفتم:
نذر دیدار قبول افتادست
ومبارک بادت
وصل تو با برق نگاه
و تپش های دلم را گفتم:
اندکی آهسته
آبرویم نبری
پایکوبی ز چه برپا کردی
نفسم را گفتم:
جان من تو دگر بند نیا
اشک شوقی آمد
تاری جام دو چشمم بگرفت
و به پلکم فرمود:
همچو دستمال حریر بنشان برق نگاه
پای در راه شدم
دل به عقلم می گفت:
من نگفتم به تو آخر که سحر خواهد شد
هی تو اندیشیدی که چه باید بکنی
من به تو می گفتم: او مرا خواهد خواند
و مرا خواهد دید
عقل به آرامی گفت:
من چه می دانستم
من گمان می کردم
دیدنش ممکن نیست
و نمی دانستم
بین من با دل او صحبت صد پیوند است
سینه فریاد
حرف از غصه و اندیشه بس است
به ملاقات بیندیش و نشاط
آخر ای پای عزیز
قدمت را قربان
تندتر راه برو
طاقتم طاق شده
چشمم برق می زد /اشک بر گونه نوازش می کرد/لب به لبخند تبسم میکرد /دست بر هم میخورد
مرغ قلبم با شوق سر به دیوار قفس می کوبید
عقل شرمنده به آرامی گفت:
راه را گم نکنید
خاطرم خنده به لب گفت نترس
نگران هیچ مباش
سفر منزل دوست کار هر روز من است
عقل پرسید :؟
دست خالی که بد است
کاشکی...
سینه خندید و بگفت:
دست خالی ز چه روی !؟
این همه هدیه کجا چیزی نیست!
چشم را گریه شوق
قلب را عشق بزرگ
روح را شوق وصال
لب پر از ذکر حبیب
خاطر آکنده یاد

ارتباط با هنر گفتگو کردن آغاز می شود. انجام یک گفتگوی ساده کار سختی نیست اما اگر بخواهید به طریقی جالب شخصیت و شوخ طبعی خود را نشان دهید نیاز به مهارتی دارد که به نظر می رسد فقط از عهده بعضی ها برمی آید.
شخصیت
گپ های کوتاه نباید لزوماً پوچ و بیهوده باشند. گپ زدن راهی برای نشان دادن شخصیت و علایق شما به طریقی غیرمستقیم است. گفتگوهای کوتاه تا حد زیادی رفتار، نوع شخصیت و دیدگاه های شما را آشکار می کند.
با داشتن مهارت واقعی گفتگو می دانید چطور باید شخصیتتان را آنطور که می خواهید نشان دهید. این به معنای فریب دادن یا نشان دادن یک تصور دروغین از خودتان نیست، به این معنی است که خواهید دانست چطور باید قسمت هایی از خودتان که به فرد مقابل بی ارتباط است را جدا کرده و قسمتی از خودتان را نشان او دهید که درارتباط باشد.
افراد دوست داشتنی استعدادی طبیعی برای نشان دادن شخصیتشان به گونه ای دارند که دیگران بتوانند به خوبی با آن ارتباط برقرار کنند.
· باید نشان دهید، بیان نکنید. هیچکس افراد خودستان و متظاهر را دوست ندارد. سعی کنید متواضع باشید و یادتان باشد نشان دادن ضعف هایتان خیلی بیشتر از خودستایی شما را به دیگران می شناساند.
· به دنبال تشابه باشید. نیاز به توافق کامل نیست اما باید بین خودتان و فرد مقابل شباهت هایی پیدا کنید. شاید با دیدگاه سیاسی همکارتان مخالف باشید اما احتمال آن هست که فرزندانی هم سن داشته باشید.
· نقاط آسیب پذیر خود را نشان دهید اما نه بیش از حد. نشان دادن چند مورد از ضعف هایتان البته توام با اعتماد باعث می شود دیگران بتوانند راحت تر با شما ارتباط برقرار کرده و اعتماد کنند. اما اگر به دنبال ترحم باشید و مدام از مشکلاتتان شکایت کنید، دیگران از شما دور خواهند شد.
تاثیر اول
لازم نیست برای ایجاد یک تاثیر اولیه عالی روی طرف مقابل خیلی خودتان را نگران کنید. نگرانی بیش از حد برای معرفی خودتان تاثیر منفی خواهد گذاشت. باید بدانید که روابط رشد می کنند و بااینکه ممکن است تاثیر اولیه اهمیت زیادی روی طرف مقابل داشته باشد اما کنترل آن قضاوت های اولیه کار بسیار دشوار است.
بهترین شروع ها معمولاً آنهایی است که طبیعی باشد. یک سلام ساده بسیار موثرتر از این است که تلاش کنید در چند دقیقه اول خود را بانمک و کاریزماتیک نشان دهید.
اگر می خواهید تاثیر اولیه خوبی بر جای بگذارید، نکات زیر می تواند کمکتان کند:
· ظاهری آراسته داشته باشید. نباید طوری به نظر برسید که انگار شش ماه است گوشه خیابان خوابیده اید. خوب لباس بپوشید و به آرایش موها و صورت خود رسیدگی کنید.
· معمولی شروع کنید. لازم نیست در 5 دقیقه اول همه زندگیتان را رو کنید. همه چیز را آرام آرام و کاملاً عادی شروع کنید.
· همیشه رفتاری دوستانه داشته باشید. صمیمیت و برون گرایی را نمی توانید تحمیل کنید. سعی کنید همیشه و با همه رفتاری اجتماعی و دوستانه داشته باشید. با این روش هر زمان که خواستید به ملاقات مدیرعاملتان بروید یا با غریبه ای که نظرتان را جلب کرده سر گفتگو را باز کنید کاملاً طبیعی جلوه خواهید کرد.
لحنتان را بشناسید
هر که می گوید نباید هیچوقت خودتان را سانسور کنید بیهوده گفته است. هیچوقت نباید در مراسم ترحیم لطیفه تعریف کنید یا در مهمانی گریه سر دهید. هر موقعیت اجتماعی آداب و رسوم خود را دارد.
اما نباید مقررات اجتماعی را وحی منزل بدانید. سعی کنید تجربه کنید و از تغییرات گاه و بیکار نترسید. آنهایی که استاد گپ های کوتاه و پیدا کردن دوست های تازه هستند می دانند چه چیز قابل قبول است و چه چیز نیست. شناختن لحنتان و توجه به آن نیاز به مشاهده و آزمایش و تجربه دارد.
شوخ طبعی
چند جمله شوخ طبع بودن شما را نمی رساند اما خنده یکی از بهترین مولفه های یک ارتباط موفق است. بیشتر شوخ طبعی ها جزء یکی از موارد زیر هستند:
· تعجب – یک چیز غیرمنتظره می تواند خنده دار به نظر برسد.
· اغراق – داستان ها و مثال هایی که فرای واقعیت باشد باعث خنده دار شدن مطلب می شود.
· کنایه – اگر خیلی منفی باشد شاید موجب ناراحتی طرف مقابل شود اما اگر استادانه و برخلاف جهت اغراق بیان شود نوعی شوخ طبعی است.
· زمینه مورد نظر – بعضی رفتارها یا کارها به خاطر آن زمینه خاص خنده دار به نظر می رسند. خیلی حرف ها اگر به جا زده شوند مفید هستند اما در زمان های دیگر کاملاً نابجا خواهند بود.
· داستان
داستان ها
داستان گویی یکی از مهمترین جنبه های گپ های کوتاه است. برای گفتن داستان های جالب به چند نکته باید توجه داشته باشید:
· آخر داستان را بدانید. باید بدانید داستان را چطور تمام کنید تا تاثیرگذار باشد.
· با یک تله شروع کنید. داستان را با یک سوال یا نظر که توجه را جلب می کند شروع کنید. مثلاً "این من را یاد وقتی می اندازد که ...." می تواند شروع خوبی برای آماده کردن فرد مقابل برای شنیدن یک داستان باشد.
· داستان باید کوتاه باشد. وقت را با توضیح دادن پیشینه داستان اگر اهمیتی ندارد تلف نکنید. حرف های اضافی را سانسور کنید و فقط قسمت های مهم را تعریف کنید. با این روش توجه فرد مقابل را برای زمان بیشتری به خودتان معطوف می کنید.
· تصویرسازی کنید. داستان را با احساس و با خلق تصویر بیان کنید. وقتی می توانید بگویید، "نمی تونی تصور کنی اتاق چقدر شلوغ بود جای سوزن انداختن هم نبود" نگویید، "اتاق خیلی شلوغ بود". گفتن داستان ها به زبان اول شخص و استفاده از توصیفات کوتاه اما واضح توجه فرد مقابل را بیشتر جلب می کند.
· نقشه را فراموش نکنید. داستانتان را تمرین کنید و ببینید کدام قسمت ها بیشتر جلب توجه می کند. داستان های زیادی هست که من بارها تعریف می کنم و یاد گرفته ام روی کدام قسمت ها باید تاکید بیشتری کنم و از کدام قسمت ها باید سریعتر بگذرم.
· آنرا شخصی کنید. از گفتن داستان هایی که خودتان نقشی در آن ندارید خودداری کنید چون هیچ اطلاعاتی درمورد شخصیت شما به طرف مقابل نمی دهد.
· مخاطب را درگیر کنید. فقط نباید از اول تا آخر شما حرف بزنید. باید به داستان های طرف مقابل هم گوش کنید و از او سوال کنید. اینکار باعث می شود از این توجه و علاقه شما خوششان بیاید.
راهکارهایی برای شکستن یخ مکالمه
عمومی
- درمورد فلان چیز برایم بگو...
- چطور تونستی ....
- سخت ترین قسمت کارت چه بود؟
- عجیب ترین مشتری که تا به حال داشتی چطوربود؟
- چرا؟
- چطور اتفاق افتاد؟
- آنجا چه اتفاقی افتاد؟
- بهترین قانون برای گفتگو این است که اجازه بدهید طرف مقابل اول حرف بزند، و شما به حرف های او خوب گوش کنید و بعد جواب بدهید. تکرار برخی کلمات و کلمات تایید نشان دهنده این واقعیت است که خوب به حرفهای او گوش داده اید و حرفهایش را متوجه شده اید.
- نگران عوض شدن طبیعی موضوع بحث با پیش رفتن گفتگو نباشید. اگر شما درمورد چیزی حرف می زده اید اما الان موضوع حرف زدنتان عوض شده، این یک نقطه مثبت است. به خاطر اینکه اگر مکالمه به هر دلیل متوقف شود، می توانید بدون ایجاد تغییر در موضوع به آنچه می گفتید برگردید.
کار
· چه چیز کارت برایت لذت بخش است؟
· این کار را چطور شروع کردی؟
· سخت ترین قسمت کارت چیست؟
اجتماعی
· چه جور فیلم هایی دوست داری؟
· درمورد خانواده ات برایم بگو.
· رستوران مورد علاقه ات کجاست؟
· بهترین مسافرتی که تا حالا رفتی کجا بوده؟