ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
من گاو هستم
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم.
قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.
«با خانم... دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم.»
از او خواستم پیش پدر
دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
«اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی
خیلی هم متشخص به نظر می رسد.»
خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر
نشسته بود، رفت.مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: «من
گاو هستم!»
- خواهش می کنم، ولی...
- شما بنده را به خوبی می شناسید.
من گاو هستم، پدر
گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام
صدا زدید...
دبیر ما به لکنت
افتاد و گفت: «آخه، می دونید...»
- بله، ممکن است واقعاً
فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً
من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در
خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.
در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
«دکتر... عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه...»
سلام
شبتون بخیر
ممنون از اینکه منو لینک کردید
اگه میشه لطف کنید بگید با چه نامی لینکتون کنم؟
سلام
شب شما هم بخیر
خواهش می کنم ...
چشم
سلام همشهری جوان
داستان آموزنده ای بود
دستت درد نکنه
همشهری همشهری های قدیم
خدا کنه رعایت کنید
درد نمی کنه ...
خداقوت
اینجانشرش دادم وتبلیغش کردم
سلام
قربون شما
شما لطف کردین ... ممنون
سلام

ممنون دوست خوبم
منم شما رو لینک کردم...
چه داستان جالبی بودا
همیشه میگم قدر منو بدونین یه روزی به یه جاییخواهم رسید
سلام
مچکرم ..
به ما که نگفتین ولی ما قدر دوستان خوبمون رو میدونیم ...
ببین گاو دکتر بوده
پس من نمی خوام گاو نه دکتر بشم
می بینی گاو با شععوری هم بوده
حالا شما خودتو خیلی اذیت نکن ... مهندس چی ؟
منم گاو مش حسنم
سلام خانم دکتر


قبول نیست گاوهای تاریخی قبلا واگذار شدن
گاو دکتر چه جالب!

ولی خداییش آدم باید در همه حال ادب رو رعایت کنه حالا اگه پدر اون دختره دکتر نبود بازم معمله حق داشت که به دختره بگه گوساله؟!!
خیییییییییییلی بی ادب بود معلمه
اره خیلی جالب ... گوساله ی شاگرد
بخند ...
حق که نداشت ... بالاخره همونور که تو خانواده خودش باهاش صحبت می کنن با شاگردانش هم همونطوری صحبت می کنه ..
خییییییییییییییییلی بیش از حد ..
ولی کاش معلم های ما رو هم میدیدن ...
علی رغم اینکه ما رو به انواع اقسام حیوانات نام می بردن.. شلاق هم میزدن بهمون ...
یه سوال !
اگه این استاد دانشگاه بوده ، چرا بچش تو یه روستای محروم درس می خونده؟؟؟؟؟؟
بفرمایید ...
روستای محروم ؟ کدوم روستا؟
تو یه منطقه محروم نه یه روستانی محروم
در شبی دور بود که من می دویدم و بادی می وزید
و در انتهای شب, نرسیده به سحر من در مقصدی
نفس کم اوردم..
در نظرم برهوتی بود از لاشخور و هیچ
لاشخور ها پرندگان معصومی بودند که در مقابل هیچ زانو زده و
سلام
ممنون
اومدم
واقعا ادب تو دنیا از همه چی بالاتره.افسوس از همچین معلمایی میخوان چی پرورش بدن
سلام
خیلی بالاتره ... هیچی یکی مثل خودشون که نمی تونن
این بچه ها شعورش از معلمشون هم بالاتره
سلام. این داستانتون خیلی خیلی قشنگ بود.
با اجازتون این داستان رو توی وبلاگ خودمم میزارم.
البته اولش مینویسم که توی وبلاگ شما خوندمش.
واقعا زیبا بود.
راستی لینکتونم کردم.
شما هم اگه افتخار بدی و لینک کنی ممنون میشم.
با این نام اگه ممکنه: گــپ دوســتــانــه
سلام
خوشحالم که خوشتون اومده
خواهش میکنم ..
لطف می کنین ..
مرسی دوست خوبم .. شاید یه روز خوب باشه برام .. خوشحالم از اشناییتون
این باعث افتخار منه که شما رو به دوستان خوب دیگرم اضافه کنم..
حتما
حالا یه منطقه ی محروم !
چرا اونجا؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!
مگه مناطق محروم دکتر و مهندس ندارن ... الان 99 درصد عمین دکتر مهندس های جامعه ی ما از همین مناطق محروم اومدن و خیلی هاشون بالای شهر نشین شدن و خیلی هاشونم دوست داشتن همون جایی که زندگی میکردن بمونن و به همشهری و هم ولایتی های خودشون خدمت کنن ...
بازم بگم
سلام
واقعا تاثیر گذار بود... مرسی
سلام
خواهش