ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه
در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های
تلویزیونی داره کاملا نابود میشه
گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟
سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود
آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش
مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟
نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره
آوا، آرزوی تو برآورده میشه
آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در
میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد.
من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم
در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام
چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه
خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه
گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره
با دختر شما میره پسر منه
اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام
ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی
تمام موهاشو از دست داده
نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن
آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها
رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه
آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین
سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی
خوشبخت ترین مردم
در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها
کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر
میدن
سلام علی جان
با این که خونده بودمش ولی باز هم گلویم رو اذیت کرد
خب پسر داستانهای خنده دار بنویس که پند داشته باشه
سلام
ببخش که ناراحتت کردم
چشم ..
بابا احساسات
بابا تو تو غم انگیز ترین پستتم باید غذا باشه
خودمونیم علی تو ول کن خوردن نیستی
چاقالووووووووووووووو
چاقالووووووووووووووووووووووو
چاقالووووووووووووووووووووووووو
چاقالوووووووووووووووووووووووووووووو
اخی راحت شدم تخلیه شدم خیلی وقت بود نگفته بودم
اخی بیچاره این دختره


حالش بهم میخوره این طبیعی
چقدر بد شانس بوده
چه غم انگیز چه درد ناک
بله
بله
هرکسی دیگه شیر برنج بزارن جلو دستش
بابا کامپیوترو ول کن یه فکری برای این مسئله یارانه بکن که قرار ما هم شیر برنج خور شیم بره پیه کارش
اینها رو تو داری میگی ؟ شوخی می کنی؟
خوشمزه است که ... یارانه مارانه رو بی خیال .. تو اگه شیر برنج بخوری که می شی پوست استخون که ... ولی خوبه اقدامی کرده این فامیلتون به فکرت بوده عزیز
سلام











واقعا که از اون داستانای خیلی قشنگ بود!
راستی جواب این جای خالیه چی می تونه باشه؟؟
کسی که پروژه تایپ کنه پول بگیره .... است
۱.سعیده
۲.یه دختر باحال
۳. به نفر که از الان شم اقتصادی قوی داره
۴.همه ی موارد
خب درس و مشق و امتحان که دارم!
ولی حوصلشو یه وقتایی ندارم(حدودا ۹۹ ٪ از روز رو حوصله ندارم!)
عوضش هر وقت حوصله ندارم یا اعصاب ندارم یا حالم بده می شینم پای تایپ کردن!
واقعا سرحال میشم!
سلام

چه بی حوصله .. درس هم دیگه حوصله تو رو نداره .. خستش می کنی ....
مرسی .. خوشحالم که خوشت اومده
گزینه ۴ صحیح می باشد ...
یعنی منظورت اینه که علی رغم این همه کار فرصت درس خوندن هم داری دیگه .. ماشالله
چه عجب ..
خوب دیگه از زیره درس فرار کنی سر حال می شی دیگه
عمو یادگار خوابی یا بیدار
عمو یادگار تو غاره
یوووووووووووووووووووووهوووووووووووووووووووووو
سلام
خوبم تو چطوری بی معرفت
مثلا قرار شد بهم ......
آره دیگه زیادی تنبل شده بودم از تهران که برگشتم گفتم دیگه باید بچه خوفیییییی بشم
چشم سعی میکنم که منم همیشه گذشت داشته باشم تا چاکراه هام بسته نشه!
چه عجب
سلام
من خوبم تو چطوری بامعرفت
یادم رفت کامنت بدم .. گفتم شادی نباشی
الان بچه خوفی شدی یا نه ...
چه با گذشت ...
راستی از وب ناخوانا اومدم وب اصلیم اینه!ولی خوب اون یکی فعلا شده تخلیه روح!راستش جون داستان خوندن ندارم!مرسی از اومدنت
سلام
خوش اومدین
پس دوجا می نویسین ... همین که اومدین ممنونم
salam
mersi
albate matne khodam nabuid
copy paste bud
سلام
زیبا بود
علی
ممنون
بلی
salam khobi????kheili ghashang bod yani fogholade ghashang bod
سلام
ممنون تو خوبی؟
مرسی از اینکه اومدی ... کم پیدا شدی ؟
are dg
albate farar kardan az dars k sarehal shodano b donbal dare
bahaneye in kara bazam miresam dars bekhunam
amma omide ink alan mitunam beram tu net wel begardam bishtar shadam mikone
mese alan k ba mobile umadam
vase hamin majburam fingilish benevisam!
سلام




خوب دیگه شما کارتون حرف نداره .. ولی فردا نبینیم که کارنامه ات رو گرفتی دست چپت داری میای
برای تو که میدونم سر حال سر حال می شی ... میدونم الانم تمام جزوات رو از حفظ شدی اما درسات ..
عین خودمی .. تو یه معتاد به اینترنتی .. به جمعمون خوش امدی
خواهش می کنم
ولی دفعه اخرت باشه ها
خوب بکن ...
چشم
ای کاش منم یاد بگیرم...
شما که بلدی ...