ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یه روز یه ترکه،
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد!
جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،
فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو.. ،
برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.. .
یه روز یه رشتی یه - اتفاقاً آخوند هم بود.. ! -
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد ...
یه روز یه لره بود، به اسم شاپور بختیار؛
جونش رو برای عقایدش از دست داد،
با او نا مهربانی کردیم، تا اینکه در مأمن و آسایشگاه دور از وطن، سرش رو بریدند ...
یه روز ما همه با هم بودیم.. ،
ترک و رشتی و لر و اصفهانی و ... !
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند
و قفل دوستی ما رو شکستند .. ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم،
به همدیگه می خندیم،
و اینجوری شادیم .. ؛
خیلی خوش می گذره .. !
گاهی ارزش آدما با هیچی سنجیده نمیشه
سلام
واقعا همینطوره .. بعد یه عده ای میان و به مضحکه ش میگیرن ...
خنده تلخ یه موقع هایی روی لبهام میشینه ...
فقط تو این میمون رو دیدی ؟
گوریل خوشگل پس ندیدی که به این میگی خوشگل ..
چی بگم والا
حرف حق که آخه جواب نداره
تو اینجور موقع چیزی نباید گفت .. اصلا نمیشه گفت .. فقط باید نشست و گریه کرد .. به حال خودمون .
میدونم ... اما
خب چی میشه اگه ما به جای اینکه بهم بخندیم باهم بخندیدم؟!!!
چیزی نمیشد.. زندگی همون روال گذشته رو داره و دیگه بادیدن یه ترک یا یه لر یا یه رشتی یا یه ... به یاد جک نمی افتیم ... و خندمون نمیگیره
با هم خندیدن قشنگه .. خیلی .. اما مگه میشه .. اونموقع حرفی برای گفتن نداریم .. ایرانی ها همه چی رو به مسخره گرفتن و همین شده یه تفریح .. یه سر گرمی ... بی مزه که اگه بخوایم براشون ازین تفریح مورد بگیریم خودمون میشیم جزی از خندشون ...