نویسنده : علی اکبر موضوع : روزها
عنوان : محرم..شهادت امام حسین(ع)
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
خون او تفسیراین اسرار کرد ملت خوابیده را بیدار کرد
شهادت امام سوم شیعیان امام حسین (ع)را به تمام مسلمانان جهان و دوستان وبلاگی خوبم تسلیت عرض میکنم.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است.
سلام بر حسین سید و سالار شهیدان ، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین نور دیده بندگان خدا ، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام برحسین که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.
حسین " ع " چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند.
رسـول گـرامى اسلام (ص ) فرمود: به وسیله من آگاه شدید, با على راه یافتید وهدایت شدید, نیکى ها به واسطه حسن به شما عطا شد, ولى سعادت وشقاوت شما با حسین است آگاه باشید که حسین یکى از درهاى بهشت است , هر کس با او دشمنى کنـد, خدابوى بهشت را بر او حرام مى کند

امام حسین(ع) فرمودند:
لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد

روزى عـربـى نـزد امام حسین (ص ) آمده عرض کرد: اى پسر رسول خدا من ضامن شده ام دیه اى رابـپردازم ولى توان پرداخت آن را ندارم با خود فکر کردم از کریم ترین مردم کمک مى گیرم و از آل محمد(ص ) کریم تر نیافتم .
فـرمـود: سه مسئله از تو مى پرسم , اگر یکى را پاسخ دهى یک سوم دیه را به تو مى دهم و اگر دو مسئله را جواب دهى دو سوم آن را مى پردازم و اگر همه را پاسخ دهى تمام آن را مى دهم .
عـرض کـرد: اى پـسـر رسول خدا(ص ) آیا چون تویى که اهل علم و شرفى از کسى مثل من سؤال مى کندفرمود: آرى از جدم رسول خدا(ص ) شنیدم که فرمود: بخشش باید به اندازه معرفت باشد.
مرد عرب گفت : هر چه مى خواهى بپرس اگر بدانم جواب مى دهم وگرنه از شما یاد مى گیرم .
فرمود: چه کارى برتر از همه کارهاست ؟ .
گفت : ایمان به خدا.
فرمود: راه نجات از هلاکت چیست ؟ .
گفت : اعتما به خدا.
فرمود: زینت مرد چیست ؟ .
گفت : دانشى توام با بردبارى .
فرمود: اگر نداشت ؟ .
گفت : ثروتى همراه با جوانمردى .
فرمود: اگر نداشت ؟ .
گفت : فقرى توام با صبر.
فرمود: و اگر نداشت ؟ .
گفت : صاعقه اى که از آسمان بیاید و او را بسوزاند که سزاوار سوختن است .
حـضـرت خـنـدیـد و کـیسه اى حاوى هزار دینار به سویش انداخت و انگشتر خود را که نگینى به ارزش دویـسـت درهم داشت به او داد و فرمود: این طلا را به طلبکاران بده و این انگشتر را در امر زندگى خودصرف کن .
عرب مال را گرفت و مى گفت : ((اللّه اعلم حیث یجعل رسالته )) سوره انعام آیه 124.
یعنى خدا بهتر مى داند رسالت خویش را در کجا قرار دهد

در روایـات آمـده اسـت روزى حـسـن و حـسـیـن , در کودکى , پیش روى پیامبر (ص ) با یکدیگر کـشـتى مى گرفتند و پیامبر دائما حسن را تشویق مى کرد فاطمه رو به پدر کرد و عرض کرد: اى رسـول خـدا! شـمـاحـسـن را کـه بـرادر بزرگتر است در مقابل حسین که کوچکتر است تشویق مى کنید؟
پیامبر فرمود: زیراجبرئیل شاهد این ماجرا بود و حسین را تشویق مى کرد و من حسن را.

خطر را جدی بگیریم
آموزش جنسی بی حیایی نیست

قسمت دوم
دکتر فیاض عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و استاد دانشگاه ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) است.
دکتر فیاض میگوید :
از نظر بهداشت جنسی جامعه ما در شرایط بحرانی است و باید خیلی سریع آموزش در این زمینه را شروع کرد.
آقای دکتر از نظر بهداشت و شرایط جنسی وضعیت ما چگونه است؟
خطر را باید جدی گرفت ; طبق آمارهای سازمان ملل متحد ما الان در مرحله جهش ایدز قرار داریم یعنی تا چند وقت دیگر ایدز به صورت غیر قابل کنترل می شود. جامعه ما جوان است ما جوان زیاد داریم تنها رابطه مشروع تعریف شده هم ازدواج است. اما خصوصا در تهران فساد آمار خیلی بالایی پیدا کرده است ; جهل جنسی موجب سوء استفاده جنسی و جرائم جنسی می شود.
این همه خودنمایی جنسی , آرایش های غلیظ , لباسهای تحریک کننده , خود ارضایی ها و آمار فیلم ها و سایت های غیر اخلاقی نتیجه همین به جانب افراط و تفریط رفتن هاست.الان آموزش جنسی فقط از گروهای هم سن و سال دارد منتقل می شود کسانی که خودشان نه سابقه رابطه داشته اند و نه علم و سوادش را .فقط یک چیزهایی در توی فیلم ها و سی دی و اینترنت دیده اند وبا هزار تا اغراق و بزرگنمایی و خالی بندی به هم میگویند یا با استفاده از تخیل خودشان همدیگر را تحریک می کنند و هزارتا دروغ قاتی اش می کنند.
آموزش جنسی در دنیا چطوری صورت میگیرد؟
در کشورهای دیگه روی این موضوع خیلی کار کردن به صورت مرحله به مرحله و کاملا حساب شده و علمی انجام می شود.در دانشگاهها تدریس می کنند و کلی متخصص آموزش دیده دارند موسسه ها و مجموعه های مشاوره ای هم زیاد است .
آنها از دوره ابتدایی آموزشهایشان را شروع می کنند در دبستان بهداشت اولیه و تفاوت بین زن ومرد تشریح می شود.در دوره راهنمایی مسائل بلوغ و صفات جنسی آموزش داده می شود. در دوره دبیرستان بحث هایی مثل شیوه برقراری ارتباط , راههای پیشگیری و نازایی و مسائل و موارد مربوط به ازدواج و ارتباط جنسی و ... را مطرح می کنند.
خطرات عدم آموزش صحیح چه مواردی است؟
اول:
مبتلا شدن به بیماریهای جنسی و جسمی مثل ایدز و هپاتیت و...مانند اینهاست.
دوم:
انواع آسیب های روانی و سرماخوردگی های جنسی و سرد مزاجی و تغییر جایگاه و وظیفه جنسی زن و مرد یا عدم تمایل و سرکوب نیاز جنسی است.
سوم :
انواع اقسام سوء استفادههای جنسی است ..تجاوز به عنف و همجنس گرایی و روسپی گری .... یک طرف اما مواردی هم هست که در ابتدا هنگام ارتباط جنسی تمایل و رضایت وجود دارد ولی بعدا با نارضایتی و پشیمانی و سر خوردگی روبه رو می شود.

دکتر علیرضا شیری پزشک و مدرس دانشگاه و پزوهشگر تحلیل روانی و مشاکرت بهداشت روانی و ارتباط است.
دکتر شیری می گوید :
فاصله بین سن بلوغ و سن ازدواج زیاد است پس باید فکری به حال آموزش جوان ها کرد.
اوضاع وضعیت جنسی جوان ها را چطور می بینید؟کمی از آمارهایتان را برای ما رو کنید؟
40 میلیون جوان زیر 35 سال در این مملکت هست که سن بلوغ شان 11 سال است و سن ازدواجشان 28-27 سال است خب این حدود 15 سال شکاف را چه کار می شود کرد ؟ یا باید عفت بورزند و تقوا داشته باشند یا باید بروند ازدواج دائم یا موقت کنند یا باید بروند دنبال دوست دختر و دوست پسر و مرد و زن خیابانی یا اینکه خود ارضایی کنند.آماری که توی یکی از خوابگاه پسران یکی از دانشگاههای تهران گرفتیم نشان می دهد 82 درصد دانشجوهای پسر خود ارضایی دارند که این عدد بالایی است یا مثلا توی یکی از دانشکدههای فنی سخنرانی داشتیم که صد ها ایمیل راجع به خود ارضایی برایمان آمد .همین طور توی دانشگاه تهران بچه ها 746 عارضه را در مورد خود ارضایی شمردند اطلاعاتی که غلط است .خب همه اینها نیازهای بچه ها را نشان می دهد و فرهنگ کاذبی که بین شان باب شده و همه اش از سر بی دانشی و عادت های اشتباه است.
جلوی شکل گیری این فرهنگ کاذب و عادت های جنسی اشتباه رو از کجا باید گرفت؟
البته که همان سن بلوغ.دانشجوی 18 ساله ای که ترم یک میرسد سر کلاس تنظیم خانواده ی من دیگر ذهنش داغان شده !تازه اگر برسد به این کلاس! با اینکه تنظیم خانواده سانسور شده ترین فرم بهداشت جنسی است دانشگاههایی مثل شریف و امیرکبیر هنوز این درس را ندارند .من توی دانشگاه تهران که درس می دادم حدود 30 -40 تا از بچه های امیرکبیر می آمدند سر کلاسم .برای همین خودم پارسال رفتم دانشگاه امیرکبیر و پیشنهاد تدریس دادم در جوابم گفتند ما هنوز ضرورتی احساس نمی کنیم گفتم این ضرورت را مجلس احساس کرده این مصوبه سال 1377 است که کلیه دانشجو ها موظفند این واحد را بگذرانند .این یک واحد اجباری است . باز گفتند مگر ما دانشگاه زابلیم که هرچی تصویب شد همان را انجام بدهیم.
آقای دکتر نگفتید توی فرهنگ ما کی باید رفت سراغ آموزش مسائل جنسی؟
دقیقا همان 11-12 سالگی .به دختر ها می توان از دوم راهنمایی و به پسرها از سوم راهنمایی آموزش داد.من توی دانشگاه تهران چیزی را آموزش دادم که بچه ها در کانادا در 11-12 سالگی یاد می گیرند.یا دز 10 سالگی یک پکیج به آنها داده می شود که توی آن وسایل جلوگیری از بارداری هست و بروشور ایدز هم هست حالا شما فکر میکنید در جامعه ما تجربه جنسی خیلی دیرتر صورت می گیرد ؟ یعنی مثلا بچه های ما در 20 سالگی بالغ می شوند.اصلا نمی خواهیم هنجار شکنی کنیم اما می خواهیم خیلی ساده بگوییم که جفت گیری چیست..از گل شروع کنیم بعد از جانوران بگوئیم و بعد کم کم وارد بهداشت جنسی شویم در باره فیزولوزی توضیح بدهیم که یک هرمونی ترشح میشود و صدایت کلفت می شود.بعد به طور غیر مستقیم و لا به لای احکام غسل و احکام دینی در باره حاملگی و خود ارضایی بگوییم.ما هر وقت به بچه ها اطلاعات درست دادیم و ترسشان را را ازشان گرفتیم توانستیم بیشتر جواب بگیریم.باید تکلیف بچه ها را با خودشان روشن کنیم به جای اینکه ذهنشان از سر درس و پیشرفت علمی برود سر احساس گناه درباره خود ارضایی باید کتابی تدوین کنند و در مقطع راهنمایی همه اینها را به اشان آموزش بدهند.
و اینم چند تا سایت مرتبط :
نظرات یا مشکلات سر راه خودتون رو بگید و مشکل آموزش جنسی تو جامعه ما رو بسته به نظراتتون توضیح بدید ...چه کاری انجام نشده که باید بشود؟؟؟
تا بعد...
رستم از شاهنومه رفت
درگذشت غلامرضا تختی 17 دی 1346
برای آنکه تختی نگرید همه بخندیم

آن روز تختی برای تماشای مسابقه تنیس بین احتشام زاده و حریف آمریکایی به دانشگاه تهران رفته بود که دانشجو ها دوره اش کردند بعد او را بردند پشت میکروفن که برایشان حرف بزند پهلوان مثل همیشه 2 دستش را به سینه گذاشت خم شد و چند بار تکرار کرد خجالتم ندهید بعد سرش آورد نزدیک میکروفن و صدایش در سالن پیچید که گفت یکی از آرزوهای من این است که به حج بروم چشم دانشجوها به دهان پهلوان بود و او با همان سرراستی و سادگی که شروع کرده بود ادامه داد اما هروقت به یاد این آرزوی براورده نشده می افتم و دلم می گیرد می آیم یک بار دور این دنشگاه می گردم آنوقت دلم تسلی می شود . من فکر می کنم برای رهایی مردم از فقر و بدبختی این دانشگاه برای خودش قبله ایست .تختی چند کلمه اش را که گفت از سکو آمد پایین . جوان ها برایش کف می زدند و صورتش را می بوسیدند.آنها این پهلوان پخته و جوان 33 ساله را دوست داشتند .کارهای او شبیه قصه هایی بود که مادر بزرگها و پدر بزرگهایشان هروز وقتی زیر کرسی گرم می شدند و حرف هایشان گل می انداخت تعریف می کردند.
خبر زلزله بویین زهرا که آمد تختی 2-3 نفر از دوستانش را جمع کرد یک وانت آورد و خودش هم یک سینی بزرگ گرفت دستش .با هم از سر خیابان عباس آباد راه افتادند سمت پایین و مردم بی حساب پول می ریختند .وقتی دسته آنها رسید به چهار راه جمهوری پیر زنی که رهگذر بود چادرش را برداشت و به تختی داد و گفت من فقط همین چادر را دارم که ببخشم به پسرم .اشکهای پهلوان که همیشه به پلک هایش نزدیک بود سرازیر شد و اسرار کرد که پیره زن چادرش را پس بگیرد مردم که دور آنها بودند هم گریه می کردند و خبر نگارها تند تند عکس می گرفتند و روز بعد روزنامه ها نوشتند پیر زنی بعد از 60 سال به خاطر تختی و کمک به زلزله زده ها کشف حجاب کرد .اما نرسیده به خبابان استانبول چند تا مامور جلوی وانت را گرفتند و از تختی خواستند که بساطش را هرچه زودتر جمع کند و برگردد.

آنها خوششان نمی آمد کسی اینطور باشد مهره مار داشته باشد وقتی سینما می رود مردم پشت درها جمع می شوند وقتی با ماشین پشت چهار راه می ایستد افسر راهنمایی چراغ را به خاطر او عوض می کندوقتی در خانه است پسر بچه های 12-13 ساله برای یک نظر دیدنش کشیک بکشند و وقتی شکست خورده است مردم باز او را قلم دوش کنند و در خیابانهای شهر بگردانند.
آن شب وقتی تختی از هواپیما در فرودگاه مهرآباد پیاده شد اولین چیزی که دید پلاکاردهای کوچک و بزرگی بود که روی همه آنها نوشته بودند برای آنکه تختی نگرید همه بخندیم پهلوان دستش را گرفت جلوی چشمهایش و گریست .گفت من که نتوانستم کاری برای شما بکنم...
قبل از آنکه دسته ورزشی برای المپیک توکیو راه بیفتد گفته بودند پرچم دار تیم تختی استاما در اردوی تدارکاتی تا جایی که از دستشان برمی آمد او را آزار دادند و به او کم محلی کردند تختی با 97 کیلوگرم وزن مجبور بود با سبک وزنها تمرین کند چون هم وزن هایش سراغ او نمی آمدند . وقتی یکی از کشتی گیرها پرسید آقا تختی امسال تمرینت کم نیست ؟ نگاه او کدر شد و گفت بگذار کم باشد بگذار بروم و ببازم تا بعضی ها راحت شوند.
دسته ورزشی که به مقصد رسید خبر نگارها چیزهای بی سابقه ای دیدند تختی تنها بود.روز افتتاح پرچم را از او گرفتند و در فواصل استراحت میان کشتی کسی هم صحبت او نمی شد.
17 دی ماه 46 وقتی روزنامه ها نوشتند : غلامرضا تختی خود را کشت مردم باورشان نشد .آنها مطمئا بودند که تختی را چیز خورش کردند حتی اسم سم را هم میدانستند باربی توریت .آنها می گفتند غلامرضا غلامرضا را کشت و عکس پهلوان را می گذاشتند روی طاقچه کنار قرآن و شمایل مولا.

۳ سالگی همشهری جوان ۱۵ دی ۱۳۸۶
تولدت مبارک

۳
سالگی مجله همشهری جوان را به تمامی کسانی که توی این مجله زحمت می کشند از (مدیر مسئول مجله آقای حسین انتظامی /سردبیر آقای فریدالدین حداد عادل و بچه های تحریریه و بچه های هنری و فنی و همه و همه...) که با کمک هم یه کار نو رو هر شنبه بدست ما میرسونند رو تبریک میگم دسستتون درد نکنه و خسته نباشید ...
و یک تبریک هم به تمام خوانندگان این مجله دوست داشتنی که همه جوره به مجله ارادت دارند و با نظرات خودشون هم دلگرمی میدن و هم به رشد و تعالی مجله کمک میکنند.

این هفته مجله مطالب جالب و خوندنی خاص خودش رو داشت با این موضوعات که با تهیه کردن مجله می تونید کامل بخونید:
صدو پنجاهمین شماره همشهری جوان که مصادف با سومین سالگرد انتشار این نشریه است با گفتوگوی اختصاصی با مهراوه شریفینیا و پروندهای برای پدیدههای جوان سینمای ایران منتشر شد.
در این شماره همچنین میخوانید:
گزارش
قند تلخ، قند شیرین، گزارشی از انجمن آموزش جوانان مبتلا به دیابت
بلوتوث خاموش حرکت کن!، هکرها حالا دیگر به موبایل شما هم رحم نمیکنند
تا بعد....
عمه جان ویکتوریا
در گذشت مظفرالدین شاه 14 دی 1285

مظفرالدین شاه قاجار فرزند دوم ناصرالدین شاه در 1269ق متولد شد و در 8 سالگی به حکومت آذربایجان و در 9 سالگی به ولایتعهدی منصوب شد. ولایتعهدی او 35 سال به طول انجامید. او تمام این دوران را در آذربایجان به سر برد و در 1284 ق با دخترعمه خود تاج الملوک فرزند امیرکبیر ازدواج کرد.
در 1313 ق پس از ترور ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی با دربار خود از تبریز راهی تهران شد و در 25 ذی الحجه 1313 به تخت سلطنت تکیه زد و محمدعلی میرزا فرزند خود را به ولایتعهدی و حکومت آذربایجان انتخاب کرد و مقام صدارت را به امین السلطان واگذار نمود؛ اما یک سال بعد امینالسلطان را عزل و به قم تبعید کرد. ادامه مطلب
آدم وقتی قیافه مظفرالدین شاه را می بیند فکر می کند طرف با عزائیل رو کم کنی داشته البته ما هم اگر 40 سال پشت خط حکومت می ماندیم و از 5 سالگی ولیعهد شده بودیم هروز را با آرزوی بالا کشیدن جام رحمت توسط پدر شب می کردیم .ریختمان از این داغان تر بود .ولیعهد ناکام آن قدر در حسرت شاهی بود که وقتی یک بار خبر بیماری بابایش در سفر فرنگ را دادند شال و کلاه کرد که ار تبریز برود به تهران اما ناصرالدین شاه زنده ماند و برای دق دادن پسر چند ماهی او را پیش خودش آورد تا ببیند پدرش سر و مور گنده است. اما بالاخره دوران پدر هم با گلوله میرزا رضاکرمانی سر آمد . این بار مظفرالدین شاه بند را آب نداد و برای محکم کاری 40 روز فس فس کنان طول داد تا به تهران رسید.او اولین کاری که کرد صدر اعظم بابایش امین السلطان را عزل کرد و پا دوی خودش امین الدوله را صدراعظم کرد.
بعد از شش ماه امین الدوله برایش تکراری شد و یک دوله دیگر از نوع مشیر را به صدرات انتخاب کرد اما 3 ماه نکشید که دوباره به سراغ امین السلطان رفت که می خواست ثباتش را به رخ تاریخ بکشد .مظفرالدیم مثل بابایش عاشق سفر به فرنگستان بود و اصلا کاری به این نداشت که آه در بساط نیست ; برای همین 23 میلیون روبل از روس ها قرض گرفت (البته آنها چندان عاشق سبیل مظفر نبودند در برابر این قرض درآمد گمرک شمال را گرویی گرفتند ) و فروردین 1279 شمسی (1900 میلادی) راهی اروپا شد سفر 4 ماه طول کشید و در پاریس می خواستند ترورش کنند که نشد. تنها سوغات این سفر قرارداد دارسی و دادن نفت جنوب به انگلیسی ها بود .2 سال بعد دوباره مظفرالدین شاه هوس سفر فرنگ کرد .دوباره 10 میلیون روبل از روسیه قرض کرد و 6 ماه در اروپا ماند. وقتی برگشت دید مردم از این خاصه خرجی ها قات زده اند بنابراین امین السلطان را برکنار کرد .اما مظفر که هوای اروپا بهش ساخته بود بار سفر سوم را بست و باز هم قرض کرد البته این بار از انگلیسی ها (به قول علی نصیریان در کمال الملک از "عمه جان ویکتوریا") .وقتی برگشت دید مردم آنقدر اعصابشان بهم ریخته که با هیچ قرص تعویض صدراعظمی خوب نمی شود .همه چیز مردم را شاه به خارجی ها داده بود و کف دست خزانه مو نمانده بود که بکنند.کار آنقدربالا گرفت که مردم به کمتر از مشروطه رضایت ندادند .مظفرالدین هم که کلا آدم سرخوشی بود خیلی ریلکس فرمان مشروطه و اولین قانون اساسی را بدون اینکه بفهمد دارد کار مهمی می کند امضاء کرد و 5 روز بعد در 55 سالگی مرد. او هم طبق سنت قاجار تکه ای از خاک ایران را جدا کرد این بار رود هیرمند در سیستان به افغان ها رسیده بود.
نامه ای به خط مظفرالدین شاه قاجار

هو: وزیر مخصوصا امروز به نظرآقا تلگراف بکنید که چهارعدد دستگاه تلفون که تا صد فرسخ حرف بزند ازپاریس بفرستد با دستورالعمل و نقشه بستن او. خیلی زود بفرستد.